تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ١١٧ -           ذکر ذالنون مصري رحمة الله عليه
و گفت :عجب نيست از آنکه به بلايي مبتلا شود ، پس صبر کند . عجب از آن است که به بلايي مبتلا شود راضي بود .
و گفت :مردمان ترسگار باشند ، بر راه باشند . چون ترس از دل ايشان برفت گمراه گردند .
و گفت :بر راه راست آن است که از خداي ترسان است . چون ترس برخاست از راه بيوفتاد .
و گفت :علامت خشم خداي بربنده ترس بنده بود از درويشي .
و گفت :فساد بر مرد از شش چيز درآيد . يکي ضعيف نيت به عمل آخرت ؛ دوم تنهاي ايشان که رهين شهوات گشته بود ؛ سوم با قرب اجل درازي امل بر ايشان غالب گشته ؛ چهارم رضاي مخلوقان بر رضاي خالق گزيده باشند ؛ پنجم متابعت هوا را کرده باشند ؛ ششم آنکه زلتهاي سلف حجت خويش کرده بانشد ، و هنرهاي ايشان جمله دفن کرده تا فساد برايشان پيدا گشته است .
و گفت :صاحب همت اگرچه کژ بود او به سلامت نزديک است ، و صاحب ارادت اگرچه صحيح است او منافق است . يعني آنکه صاحب همت بود او را ارادت آن نبود که هرگز به هيچ سر فرو آرد ، که صاحب همت را خواست نبود ، و صاحب ارادت زود راضي گردد ، و به جايي فروآيد .
و گفت :زندگاني نيست مگر با مردماني که دل ايشان آرزومند بود به به تقوي و ايشان را نشاط به ذکر خداي .
و گفت :دوستي با کس کن که به تغير نگردد .
و گفت :اگر خواهي که اهل صحبت باشي صحبت با ياران چنان کن که صديق کرد با نبي الله عليه السلام ، که در دين و دنيا به هيچ مخالف او نشد . لاجرم حق تعالي صاحبش خواند .
و گفت :علامت محبت خداي آن است که متابع حبيب خداي بود عليه السلام ، در اخلاق و افعال و اوامر و سنن .
و گفت :صحبت مدار با خداي جز به موافقت ، و با خلق جز به مناصحت ، و با نفس به جز مخالفت ، و با دشمن جز به عداوت .