تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٧ -           ذکر حسن بصري رحمة الله عليه
و گفت :گوسفند از آدمي آگاهتر است از آنکه بانگ شبان او را از چرا کردن باز دارد و آدمي را سخن خداي از مراد خويش باز نمي دارد .
و گفت :اگر کسي مرا به خمر خوردن خواند دوستر از آن دارم که به طلب دنيا خواند .
و گفت :معرفت آن است که در خود يک ذره خصومت نيابي .
و گفت :بهشت جاوداني بدين عمل روزي چند اندک نيست . به نيت نيکو است .
و گفت :اول که اهل بهشت به بهشت نگرند هفتصد هزار سال بيخود شوند . از بهر آنکه حق تعالي بر ايشان تجلي کند . اگر در جلالش نگرند مست هيبت شوند و اگر در جمالش نگرند غرق وحدت شوند .
و گفت :فکر آينه اي است که حسنات و سيئات تو بدو به تو نمايند .
و گفت :هرکه را سخن نه از سر حکمت است عين آفت است . و هر که را خاموشي نه از سرفکرت است آن برشهوت و غفلت است ، و هر نظر که نه از سر عبرت است آن همه لهو و زلت است .
و گفت :در تورات است که هر آدمي که قناعت کرد بي نياز شد ، و چون از خلق عزلت گرفت سلامت يافت ، و چون شهوت را زير پاي آورد آزاد گشت ، و چون از حسد دست بداشت مودت ظاهر شد ، و چون روزي چند صبرکرد بر خورداري جاويد يافت .
و گفت :پيوسته اهل دل به خاموشي معاوت مي کنند تا وقت يکه دلهاي ايشان در نطق آيد پس از آن بر زبان سرايت کند .
و گفت :ورع سه مقام است يکي آنکه بنده سخن نگويد مگر به حق ، خواه در خشم باش خواه راضي ، دوم آنکه اعضاي خود را نگاه دارد از هر خشم خداي ، سوم آنکه قصد او در چيزي بود که خداي تعالي بدان راضي باشد .
و گفت :مثال ذره اي از ورع بهتر از هزار مثقال نماز و روزه .
و گفت :فاضلترين همه اعمال فکرت است و ورع .
و گفت :اگر بدانمي که در من نفاقي نيست از هرچه در روي زمين است دوست تر داشتمي .
و گفت :اختلاف ظاهر و باطن و دل و زبان از جمله نفاق است .