تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٢٨ -           ذکر ابوسليمان دارائي قدس الله روحه
و گفت : چون دل خود را در شوق اندازي بعد ز آن در خوف انداز ، تا آن شوق را خوف از راه برگير . يعني تو اين تو اين ساعت به خوف محتاجتري از آنکه به شوق .
و گفت : فاضلترين کارها خلاف رضاي نفس است و هرچيزي را علامتي است . علامت خذلان دست داشتن از گريه است و هرچيزي را زنگاري است و زنگار نور دل سير خوردن است .
و گفت : احتلام عقوبت است. از آن جهت مي گويد علامت سيري است .
و گفت : هرکه سير خورد شش چيز به وي درآيد . عبادت را حلاوت نيابد ، و حفظ وي در يادداشت حکمت کم شود ، و از شفقت برخلق محروم ماند که پندارد که همه جهانيان سيراند ، و عبادت بر وي گران شود ، و شهوات بر وي زيادت گردند ، و همه مومنان گرد مساجد گردند و او گرد مزابل گردد.
و گفت : جوع نزديک خداي از خزانه ي است مدخر که ندهد به کسي الا بدان که او را دوست دارد .
و گفت : چون آدمي سير خورد جمله اعضاي او به شهوات گرسنه شد ، و چون گرسنه باشد جمله اعضاي او از شهوات سير گردد. يعني تا شکم سير نبود هيچ شهوت ديگر آرزو نکند .
و گفت : گرسنه کليد آخرت است ، و سيري کليد دنيا .
و گفت : گرسنگي کليأ آخرت است ،و سيري کليد دنيا.
و گفت : هرگاه که تو را حاجتي بود از حوايج دنيآ و آخرت ، هيچ مخور تا آن وقت که آن حاجت روا بود از بهر آنکه خوردن عقل را متغعير گرداند ، و حاجت خواستن زا متغير ، متغير بود . پس بر تو باد که بر جوع حرص کني که جوع نفس را ذليل کند و دل را رقيق کند و علم سماوي بر تو ريزد .
و گفت : اگر يک لقمه از حلال شبي کمتر خوردم دوست تر دارم از آنکه تا روز نماز کنم . زيرا که شب آن وقت درآيد که آفتاب فرو شود . و شب دل مومنان آن وقت آيد که معده از طعام پر شود .
و گفت : صبر نکند از شهوات دنيا ، مگر نفسي که در دل او نوري بود که به آخرتش مشغول مي دارد .