تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٥٠ -           ذکر سهل بن التستري قدس الله روحه العزيز
هر شبي بوقت سحر بيک وقيه روزه گشادمي بي نان ، خورش و بي نمک اين درم مرا يک سال بسنده بودي . پس عزم کردم که هر سه شبانروزي يکبار روزه گشايم . پس به پنج روز رسانيدم . پس بهفت روز بردم پس به بيست روز رسانيدم . نقلست که گفت بهفتاد روز رسانيده بودم و گفت گاه بودبي که در چهل شبانروز مغزي بادام خوردمي و گفت چندين سال بيازمودم و در سيري و گرسنگي در ابتدا ء ضعف من از گرسنگي بود و قوت من از سيري ، چون روزگار برآمد قوت من از گرسنگي بود و ضعف من از سيري ،
آنگاه گفتم : خداوندا ، سهل را ديده از هر دو بردوز تا سيري در گرسنگي و گرسنگي در سيري از تو بيند و بيشتر روزه در شعبان داشته است که بيشتر اخبار در شعبان است و چون رمضان درآمدي يکبار چيزي خوردي و شب و روز در قيام بودي . روزي گفت توبه فريضه است بربنده بهر نفسي خواه خاص، خواه عام ، خواه مطيع باشي ، خواه عاصي .