تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٥٦ -           ذکر سهل بن التستري قدس الله روحه العزيز
و گفت : هيچ معصيت عظيم تر از جهل نيست .
و گفت : بدين مجنونها بچشم حقارت منگريد که ايشانرا خليفتان انبياء گفتند .
کسي گفت : علم شما چيست گفت : اين علم ما بتصرف نيايد وليکن آن علم را بتکلف رها نتوان کرد . چون اين حديث بيايد خود آن همه از تو بستاند .
و گفت : اصول ما شش چيز است ، تمسک به کتاب خداي و اقتدا بسنت رسول الله عليه و علي آله و سلم و حلل خوردن. باز داشتن دست از رنجاندن خلق و اگر چه ترا برنجانند و دور بودن از مناهي و تعجيل کردن بگزارد حقوق .
و گفت : اصول مذهب ما سه چيز است :اقتدا به رسول در اخلاق و اقوال و افعال و خوردن حلال و اخلاص در جمله اعمال.
و گفت : اول چيزي که مبتدي را لازم آيد ، توبه است و آن ندامت است و شهوات از دل برکندن و از حرکات مذمومه به حرکات محموده نقل کردن و دست ندهد بنده را توبه تا خاموشي لازم خود نگرداند و خاموشي لازم او نگردد تا خلوت نگيرد و خلوت لازم او نشود تا حلال نخورد و حلال دست ندهد تا حق خداي نگزارد و حق خداي نگزارد مرگ بحفظ جوارح ازين همه که برشمرديم هيچ ميسر نشود تا ياري نخواهد از خداي برين جمله .
و گفت : اول مقام عبوديت برخاستن از اختيار است و بيزار شدن از حول و قوت خويش و گفت : بزرگترين مقامات آنست که خوي بد خويش بخوي نيک بدل کند .
و گفت : آدميانرا دو چيز هلاک گرداند . طلب عز و خوف درويشي .
و گفت : هرکه دل وي خاشع تر بود ديو گرد وي نگردد .
و گفت : پنج چيز از گوهر نفس است . درويشي که تونگري نمايد و گرسنگي که سير نمايد و اندوهگيني که شادي نمايد و مردي که ويرا با کسي دشمني باشد و دوستي نمايد و مردي که به شب نماز کند و بروز ، روزه دارد و قوت نمايد از خود .
و گفت : ميان خداي و بنده هيچ حجاب غليظتر از حجاب دعوي نيست و هيچ راه نيست بخداي نزديک تر از افتقار بخداي.