تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٧٣ -           ذکر فضيل عياض
وگفت :اگر اندوهگيني در ميآن امتي بگريد جمله امت را در کار آن اندوهگين کنند .
وگفت :هرچيزي را زکوتي است و زکوة عقل اندوه طويل است ، چنانکه عجب است که کسي در بهشت بود و مي گريد و ازاين است که کان رسول الله صلي الله عليه و سلم متواصل الاحزان .
وگفت :عجبتر از آن بود حال کسي که در دنيا بود و مي خندد و نمي داند که عاقبت کار چون خواهد بود .
وگفت :پنج چيز است از علامات بدبختي :قساوت دل ؛ و نابودن اشک ؛ و بي شرمي ، و رغبت در دنيا ، و درازي امل .
وگفت :چون خوف در دل ساکن شود چيزي که به کار نيايد برزفان آنکس نگذرد ، و بسوزد از آن خوف منازل شهوات و حب دنيا ، و رغبت در دنيا از دل دور کند .
وگفت :هرکه از خداي بترسد جمله چيزها از او بترسد ، و هرکه از خداي نترسد از جمله چيزها بترسد .
وگفت :خوف و هيبت از خداي برقدر علم بنده بود ، و زهد بنده در دنيا برقدر رغبت بنده بود در آخرت .
وگفت :هيچ آدمي را نديده ام دراين امت اميدوارتر به خداي و ترسنده تر از خداي الا ابن سيرين رضي الله عنهما . وگفت :اگرهمه دنيا به من دهند حلال و بي حساب ننگ دارم ، چنانکه شما از مردار ننگ داريد .
وگفت :جمله بديها را در يک خانه جمع کرده اند و کليد آن دنيا دوستي است ، و جمله نيکييها را در يک خانه جمع کرده اند و کليد آن دشمن دنياست .
وگفت :در دنيا شروع کرده اند و کليد آن دشمني دنياست . و جمله نيکيها را در يک خانه جمع کرده اند و کليد آن دشمني دنياست .
وگفت :در دنيا شروع کردن آسان است اما از ميان باز بيرون آمدن و خلاص يافتن دشوار است .
وگفت :دنيا بيمارستان است و خلق در او چون ديوانگان و ديوانگان را در بيمارستان غل و قيد باشد .