تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ١٥٩ -           ذکر ابويزيد بسطامي رحمة الله عليه
و گفت : در علم علمي است که علما ندانند و درزهد زهدي است که زاهدان نشناسند .
و گفت : هرکه را برگزينند فرعوني را بدو گمارند تا او را مي رنجاند .
و گفت : اين همه گفت و گوي و مشغله و بانگ و حرکت و آرزو بيرون پرده است . درون پرده خاموشي و سکونت و آرام است .
و گفت : اين دليري چندان است که خواجه غايت است از حضرت حق ، و عاشق خود است . چون حضور حاصل آمد چه جاي گفت و گوي است .
و گفت : صحبت نيکان به از کار نيک ، و صحبت بدان بتر از کار بد .
و گفت : همه کار ها در مجاهده بايد کرد ، آنگاه فضل خداي ديدن نه فعل خويش .
و گفت : هرکه خداي را شناخت او را با سوال حاجت نيست و نبود ف و هرکه نشناخت سخن عارف درنيابد .
و گفت : عارف آن است که هيچ چيز مشرب گاه او تيره نگرداند ، هرکدورت که بدو رسد صافي گردد .
و گفت : آتش عذاب آنکس راست که خداي را نداند ، اما خداي شناسان برآتش عذاب باشند .
و گفت : هرروز هزار کس در اين راه آيند . شبانگاه از ايمان برآيند .
و گفت : هرچه هست در دو قدم حاصل آيد ، که يکي بر نصيبهاي خود نهد ، و يکي بر فرمانهاي حق . آن يک قدم را بردارد و آن ديگر برجاي آن نهد .
و گفت : هرکه ترک هوا گفت به حق رسيد .
و گفت : هرکه نزديک حق بود همه چيز و همه جاي او را بود ، زيرا که حق تعالي همه جاي است و حق را همه چيز هست .
و گفت : هرکه به حق عارف است جاهل است و هرکه جاهل حق است عارف است .
و گفت : عارف طيار است و زاهد سيار است .
و گفت : هرکه خداي را شناخت عذابي گردد بر آتش ، و هرکه خداي را ندانست آتش براو عذاب گردد ، و هرکه خداي را شناخت بهشت را ثوابي گردد ، و بهشت براو وبالي گردد .
و گفت : عارف به هيچ چيز شاد نشود ، جز به وصال.