تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٣٠٠ -           ذکر يحيي معاذ رازي قدس الله روحه العزيز
و گفت : گرسنگي نوري است و سير خوردگي ناري است و شهوت هيزم آن ، که از او آتش بزايد . آن آتش فروننشيند تا خداوند آن را نسوزد .
و گفت : هيچ بنده سير نخورد که خداوند از او نبرد چيزي که هرگز بعد از آن ، آن را نتواند يافت .
و گفت : گرسنگي طعام خداي است در زمين ، که تنهاي صادقان بان قوت يآبد .
و گفت : گرسنگي مريدان را رياضت است ، تايبان را تجربت است ، و زاهدان را سياست است ، و عارفان را مکرمت است .
و گفت : پناه مي گيرم به خداي تعالي از زاهدي که فاسد گرداند معده خود را از بسيار خوردن طعامهاي لون به لون توانگران .
و گفت : ايشان سه قوم اند .زاهد؛ و مشتاق ، و واصل . زاهد معالجه به صبر کند ؛ و مشتاق معالجه به شکر ، و واصل معالجه به ولايدت کند .
و گفت : چون بيني که مرد اشارت به عمل کند بدانکه طريقت او ورع است ، و چون بيني که اشارت به آلا مي کند بدانکه طريق او طريق محبان است ، و چون بيني که تعلق به ذکر کند بدانکه طريق او طريق عارفان است .
و گفت : مادام که تو شکر مي کني شاکر نيستي و غايت شکر تحير است .
و گفت : مريد آخرت در دل ساکن نشود ، مگر در چهار موضع . يا گوشه خانه اي ، يا مسجدي ، يا گورستاني ، يا موضعي که هيچ کس او را نتواند ديد . پس با کي نشستن او ؟ مگر با کسي که سير نگردد از ذکر خداي تعالي .
گفتند : بر مريد چه سخت تر ؟ گفت :هم نشيني اضداد .
و گفت : بنگر انس خويش به خلوت و انس به حق در خلوت . اگر انس تو به خلوت بود چون از خلوت بيرون آيي انس تو برود و اگر انس تو به خداوند برود همه جهان تو را يکي بود - دشت و کوه و بيابان .
و گفت : تنهايي ، هم نشين صديقان است .
و گفت : در وقت نزول بلا حقايق صبر آشکارا گردد و در وقت مکاشفه مقدور حقايق رضا روي نمايد .