سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٧٢٤
يا برخى از نشانه هاى آن حضرت با مشخصات برخى از مدعيان ياد شده تطبيق مى كرده، آنان از اين موضوع سوء استفاده كرده و خود را مهدى قلمداد نموده اند. يا چه بسا خود آنان ادعايى نداشته اند لكن برخى از عوام الناس از روى نادانى يا شدّت ستم و بيدادگرى حكومت ها يا عجله اى كه در ظهور مهدى داشته اند، يا به علل ديگر، بدون آن كه در مجموع نشانه هاى حضرت دقت كنند، به اشتباه، آنان را مهدى موعود تصور كرده اند.
به عنوان مثال: گروهى از مسلمانان «محمد بن حنفيه» را چون هم نام و هم كنيه پيامبر اسلام بوده، مهدى پنداشته و بر اين باور بوده اند كه او نمرده است و غايب است و بعداً ظاهر مى شود و بر دنيا مسلّط مى گردد.[١]
گروهى از فرقه اسماعيليه معتقد بودند كه اسماعيل فرزند امام صادق(عليه السلام)نمرده، بلكه مرگ او از روى مصلحت اعلام شده است و او نمى ميرد و همان «قائم» موعود است و قيام مى كند و بر دنيا مسلّط مى شود.[٢]
چنان كه قبلاً در فصل زندگى امام صادق(عليه السلام) گفتيم، «محمد» مشهور به «نفس زكيه» پسر «عبدالله بن حسن» در زمان منصور دوانيقى عباسى قيام كرد و به مناسبت نامش، پدرش ادعا كرد كه همان مهدى موعود است و با تكيه روى اين موضوع، طرف دارانى براى او فراهم آورد.[٣]
در جريان قيام نفس زكيه، «محمد بن عجلان» كه از فقيهان و عابدان مدينه بود،
[١] نوبختى، فرق الشيعة، ص٢٧; شهرستانى، الملل والنحل، ج١، ص١٣٢.
[٢] نوبختى، همان كتاب، ص٦٧ـ٦٨.
[٣] ابن طقطقى، الفخرى، ص١٦٥ـ ١٦٦.