سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٦٦٦
به زودى به دست تو خواهد رسيد.[١]
٤. «ابوهاشم جعفرى» مى گويد: زندانى بودم. از فشار زندان و سنگينى غل و زنجير به حضرت شكايت كردم. امام در پاسخ نوشت: امروز نماز ظهر را در منزل خود خواهى خواند. طولى نكشيد از زندان خلاص شدم و نماز را در منزل خود خواندم![٢]
٥. «احمد بن محمد» مى گويد: موقعى كه «مهتدى»، خليفه عباسى، شروع به كشتار «موالى» كرد، طى نامه اى به حضرت عسكرى(عليه السلام) نوشتم: شكر خدا كه خليفه گرفتارى پيدا كرده و فرصت مزاحمت به شما را ندارد، شنيده ام شما را تهديد مى كرده و مى گفته: «بايد اين ها را از روى زمين بردارم».
امام در پاسخ با خط خود نوشت: عمر او كوتاه تر از آن خواهد بود كه اين تهديدها را عملى كند. از امروز بشمار، در روز ششم با خوارى و خفت كشته خواهد شد. شش روز بعد، همان گونه كه امام پيشگويى كرده بود، مهتدى به قتل رسيد.[٣]
٦. «جعفر بن محمد قلانسى» مى گويد: برادرم محمد كه همسرش آبستن بود، نامه اى به حضرت عسكرى(عليه السلام)نوشت و خواهش كرد كه حضرت دعا كند زايمان همسرش بى خطر، و نوزاد او پسر باشد. امام در پاسخ نوشت: خداوند فرزند پسر به تو عنايت مى كند، و «محمد» و «عبدالرحمن» دو اسم خوبى هستند. آن زن، پسر; آن هم دوقلو زاييد، يكى را محمد و ديگرى را عبدالرحمن نام نهادند.[٤]
٧. «محمد بن عياش» مى گويد: چند نفر بوديم كه در مورد كرامات امام
[١] على بن عيسى اربلى، كشف الغمّة، ص ٢١٤; شبلنجى، نور الأبصار، ص ١٦٨; ابن صبّاغ مالكى، الفصول المهمة، ص ٣٠٣.
[٢] طبرسى، إعلام الورى بأعلام الهُدى، ص ٣٧٢; ابن شهرآشوب، همان كتاب، ص٤٣٢; مسعودى، اثبات الوصية، ص٢٤١.
[٣] طبرسى، إعلام الورى بأعلام الهُدى، ص ٣٧٥; مسعودى، همان كتاب، ص ٢٤٢; كلينى، اصول كافى، ج ١، ص ٥١٠; شيخ مفيد، الإرشاد، ص ٣٤٤; على بن عيسى اربلى، همان كتاب، ج ٣، ص ٢٠٤.
[٤] مسعودى، همان كتاب، ص ٢٤١.