سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٥٦١
شايد در بدو نظر تصور شود كه مقصود از اين حديث اين است كه امام جواداز همه امامان قبلى براى شيعيان، با بركت تر بوده است، در حالى كه چنين مطلبى قابل قبول نيست، بلكه بررسى موضوع و ملاحظه شواهد و قرائن، نشان مى دهد كه ظاهراً مقصود از اين حديث اين است كه تولد حضرت جواد در شرائطى صورت گرفت كه خيـر و بركت خاصـّى براى شيعـيان به ارمغـان آورد، بديـن معـنا كـه عصـر امـام رضا(عليه السلام) عصر ويژه اى بوده و حضرت در تعيين جانشين خود و معرفى امام بعدى، با مشكلاتى رو به رو بوده كه در عصر امامان قبلى، بى سابقه بوده است، زيرا از يك سـو پس از شهادت امام كاظم(عليه السلام) گروهى كه به «واقفيه» معروف شدند، بر اساس انگيزه هاى مادى، امامت حضرت رضا(عليه السلام)را انكار كردند و از سوى ديگر امام رضا(عليه السلام) تا حدود چهل و هفت سالگى داراى فرزند نشده بود و چون احاديث رسيده از پيامبر حاكى بود كه امامان دوازده نفرند كه نه نفر آنان از نسل امام حسين خواهند بود، فقدان فرزند براى امام رضا(عليه السلام)، هم امامت خود آن حضرت و هم تداوم امامت را زير سؤال مى برد و واقفيه اين موضوع را دستاويز قرار داده امامت حضرت رضا(عليه السلام)را انكار مى كردند.
گواه اين معنا، اعتراض «حسين بن قياما واسطى» به امام هشتم در اين مورد و پاسخ آن حضرت است. «ابن قياما» كه از سران «واقفيه» بوده است[١]، طى نامه اى به امام رضا(عليه السلام) او را متهم به عقيمى كرد و نوشت: چگونه ممكن است امام باشى در صورتى كه فرزندى ندارى؟!
امام در پاسخ نوشت: از كجا مى دانى كه من داراى فرزندى نخواهم بود، سوگند به خدا، بيش از چند روز نمى گذرد كه خداوند پسرى به من عطا مى كند كه حق را از باطل جدا مى كند.[٢]
[١] شيخ مفيد، الإرشاد، ص٣١٨; علـى بن عيسـى اربـلى، كشف الغـمّة، ج٣، ص١٤٢; تسترى، محمد تقى، قاموس الرجال، ج٣، ص٣٧.
[٢] كلينى، اصول كافى، ج١، ص٣٢٠; طبرسى، إعلام الورى بأعلام الهدى، ص٣٤٦; على بن عيسى اربلى، همان كتاب، ص١٤٢; شيخ مفيد، همان كتاب، ص٣١٨.