سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٥٦٠
خلفاى معاصر حضرت
پيشواى نهم در دوران امامت خود با دو خليفه عباسى يعنى «مأمون» (١٩٣ـ ٢١٨) و «معتصم» (٢١٨ ـ٢٢٧) معاصر بوده است و هر دو نفر او را به اجبار از مدينه به بغداد احضار كردند و طبق شيوه سياسى اى كه مأمون در مورد امام رضا به كار برده بود، او را در پايتخت زير نظر قرار دادند.
مولودى پر خير و بركت
در خانواده امام رضا(عليه السلام) و در محافل شيعه، از حضرت جواد(عليه السلام)، به عنوان مولودى پر خير و بركت ياد مى شد. چنان كه «ابويحياى صنعانى» مى گويد: روزى در محضر امام رضا(عليه السلام) بودم، فرزندش ابوجعفر را كه خردسال بود، آوردند. امام فرمـود: «اين مولودى است كه براى شيعـيان مـا، با بركـت تر از او زاده نشـده است».[١]
گويا امـام، به مناسبت هاى مختلف، از فرزند ارجمند خود با اين عنوان ياد مى كرده و اين موضوع در ميان شيعيان و ياران امام رضا(عليه السلام) معروف بوده است، به گواه اين كه دوتن از شيعيان به نام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعيل» مى گويند: در محضر امام رضا(عليه السلام) بوديم كه ابوجعفر را آوردند، عرض كرديم: اين همان مولود پر خير و بركت است؟ حضرت فرمود: «آرى، ايـن همـان مـولـودى اسـت كـه در اسلام با بركت تر از او زاده نشده است» .[٢]
باز «ابويحياى صنعانى» مى گويد: در مكه به حضور امام رضا(عليه السلام) شرفياب شدم، ديدم حضرت موز را پوست مى كند و به فرزندش ابوجعفر مى دهد. عرض كردم: اين همان مولود پر خير و بركت است؟ فرمود: «آرى، اين مولودى است كه در اسلام مانند او، و براى شيعيان ما، با بركت تر از او زاده نشده است».[٣]
[١] شيخ مفيد، الإرشاد، ص٣١٩; طبرسى، إعلام الورى بأعلام الهدى، ص٣٤٧; فتّال نيشابورى، روضة الواعظين، ص٢٦١; كلينى، اصول كافى، ج١، ص٣٢١; على بن عيسى اربلى، كشف الغمّة، ج٣، ص١٤٣.
[٢] مجلسى، بحارالأنوار، ج٥٠، ص٢٠.
[٣] كلينى، فروع كافى، ج٦، ص٣٦١; قزوينى، سيدكاظم، الإمام الجواد من المهد إلى اللحد، ص٣٣٧.