سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢١
و آشنايى انسان با جهان، روشن ساخته است كه مقصود پيامبر از اين دوازده خليفه، همان امامان دوازده گانه از اهل بيت اوست، زيرا نمى توان اين احاديث را بر خلفاى راشدين تطبيق كرد، چون تعداد آنان از دوازده تا كمتر است، همچنين نمى توان آن ها را به پادشاهان اموى منطبق نمود، زيرا تعداد آنان از دوازده تا بيش تر بوده و همگى جز عمر بن عبدالعزيز عناصرى ظالم و ستمگر بوده اند، گذشته از اين، در برخى از روايات، پيامبر فرموده است: اين دوازده نفر از دودمان هاشمند در حالى كه خلفاى بنى اميه از تيره «اميه» بوده اند».
«در برخى از روايات آمده است كه پيامبر اسلام وقتى خواست بگويد: جانشينان من همگى از بنى هاشمند، از صداى خود كاست، زيرا گروهى از حضار، خلافت بنى هاشم را دوست نداشتند».
«همچنين نمى توان اين دوازده خليفه را به خلفاى عباسى تفسير كرد، زيرا تعداد آنان از دوازده نفر بيش تر بوده و (افزون بر اين) آنان پيوسته با نزديكان پيامبر در جنگ و ستيز بودند و فرمان خدا را درباره نزديكان او [١] رعايت نمى كردند.
بنابراين راهى جز اين نيست كه بگوييم مقصود پيامبر در روايات مزبور، دوازده خليفه از عترت و اهل بيت اوست كه همگى داناترين مردم عصر خود و پارساترين و با فضيلت ترين آن ها بوده اند و دانش هاى خود را جز از طريق پدران خود، كه سينه به سينه به پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى رسيد، نگرفته بودند».[٢]
طرح رسالت براى بقاى مكتب
احاديث ائمه اثنا عشر حاكى از آن است كه طرح وحى براى بقاى مكتب پس از درگذشت رسول خدا اين بوده كه خليفه پيامبر بهوسيله خود او و جانشينان وى معرفى شوند و امت در انتخاب خليفه حقى نداشته باشند، زيرا اگر گزينش
[١] ...قل لا أسألكم عليه أجراً إلاّ المودّة فى القربى.... (شورى/٢٣).
[٢] ينابيع المودة، نگارش شيخ سليمان بلخى قندوزى، ص ٤٤٦، چاپ استانبول، سال ١٣٠١.