سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٤٧
در اين شورا برخى از حاضران پيشنهاد كردند كه پيامبر تبعيـد يا زندانى شود، ولى اين پيشنهاد رد شـد. سرانجام تصميم گرفتنـد او را به قتـل برسانند، امّا كشتن پيامبـر كار آسانى نبـود، زيرا بنى هاشم آرام نمى نشستند و به خونخواهى بر مى خاستند. سرانجام تصميم گرفتند كه از هر قبيله، جوانى آماده شود تا شبانه دسته جمعى بر سر حضرت محمد(صلى الله عليه وآله)بريزند و او را در بستر خواب قطعه قطعه كنند، در اين صورت قاتل، يك نفر نخواهد بود و بنى هاشم نمى توانند به خونخواهى برخيزند، زيرا جنگ با همه قبائل براى آنان مقدور نخواهد بود و ناچار به گرفتن خونبها راضى خواهند شد و ماجرا خاتمه خواهد يافت. قريش براى اجراى نقشه خود شب اول ربيع الأول را انتخاب كردند. خداوند بعدها هرسه نقشه آنان را يادآورى نموده و فرمود:
«به يادآور هنگامى را كه كافران نقشه مى كشيدند كه تو را به زندان بيفكنند، يا به قتل برسانند و يا ] از مكّه [خارج سازند. آن ها چاره مى انديشيدند و نيرنگ مى زدند و خداوند هم تدبير مى كرد و خدا بهترينِ چاره جويان و تدبير كنندگان است».[١]
به دنبال اين تصميم قريش، فرشته وحى، پيـامبـر را از نقشـه شـوم مشـركـان آگاه سـاخت و دستور الهى را ابلاغ كرد كه پيامبر شهر مكّه را به عزم يثرب ترك كنـد.
در اين جا براى شكست نقشه دشمن لازم بود پيامبر(صلى الله عليه وآله) از شيوه «رد گم كردن» استفاده كند تا بتواند از شهر خارج شود. براى اين منظور لازم بود
شخص فداكارى شب در بستر پيامبر بخوابد تا گروهى كه به خانه او يورش مى برند، تصور كنند او هنوز خانه را ترك نگفته است و در نتيجه فكر آنان فقط متوجه خانه او شود و از كنترل راه ها غفلت كنند. چنين فردى جز على(عليه السلام) كسى نبود.
[١] (وَ اِذْ يَمْكُرُ بِكَ الّذينَ كَفَروا لِيُثْبِتوكَ او يَقْتلوكَ أو يُخْرِجوكَ وَ يَمْكُرونَ و يَمْكُرُ الله وَ اللهُ خَيْرُالماكِرين)(انفال: ٣٠).