سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٥٨١
يحيى گفت: همچنين روايت شده است كه: «ابوبكر وعمر دو سرور پيران اهل بهشتند»[١]. درباره اين حديث چه مى گوييد؟.
حضرت فرمود: اين روايت نيز محال است كه درست باشد، زيرا بهشتيان همگى جوانند و پيرى در ميان آنان يافت نمى شود (تا ابوبكر وعمر سرور آنان باشند!) اين روايت را بنى اميه، در مقابل حديثى كه از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)درباره حسن و حسين(عليهما السلام) نقل شده است كه «حسن وحسين دو سرور جوانان اهل بهشتند»، جعل كرده اند.
يحيى گفت: روايت شده است كه «عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است». حضرت فرمود: اين نيز محال است، زيرا در بهشت، فرشتگان مقرب خدا، آدم، محمد(صلى الله عليه وآله) و همه انبيا و فرستادگان خدا حضور دارند، چه طور بهشت با نور اين ها روشن نمى شود، ولى با نور عمر روشن مى گردد؟!
يحيى اظهار داشت: روايت شده است كه «سكينه» به زبان عمر سخن مى گويد (عمر هرچه گويد، از جانب مَلَك و فرشته مى گويد).
حضرت فرمود: من منكر فضيلت عمر نيستم، ولى ابوبكر، با آن كه از عمر افضل است، بالاى منبر مى گفت: «من شيطانى دارم كه مرا منحرف مى كند، هرگاه ديديد از راه راست منحرف شدم، مرا به راه درست باز آوريد».
يحيى گفت: روايت شده است كه پيامبر فرمود: «اگر من به پيامبرى مبعوث نمى شدم، حتماً عمر مبعوث مى شد».[٢]
امام فرمود: كتاب خدا (قرآن) از اين حديث راست تر است، خدا در كتابش فرموده است: «به خاطر بياور هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم، و از تو و از
[١] علامه امينى اين حديث را از برساخته هاى «يحيى بن عنبسة» شمرده و غير قابل قبول مى داند، زيرا يحيى شخصى جاعل حديث و دغلكار بوده است (الغدير، ج٥، ص٣٢٢). «ذهبى» نيز «يحيى بن عنبسه» را جاعل حديث و دغلكار و دروغ گو مى داند و او را معلوم الحال شمرده و احاديثش را مردود معـرفى مى كند (ميزان الإعتدال، الطبعة الأولى، تحقيق: على محمد البجاوى، ج٤، ص٤٠٠).
[٢] علاّمه امينى ثابت كرده است كه راويان اين حديث دروغ گو بوده اند (الغـديـر، ج ٥، ص٣١٢ و ٣١٦).