سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢٥٤
ناگفته پيدا است كه اين گونه موضع گيرى صريح و آشكار در آن شرائط، تنها از معدود افراد جان بر كفى همچون «يحيى بن ام الطويل» ساخته بود كه خود را براى تمام عواقب خطرناك آن آماده كرده بودند، به همين دليل «حجاج بن يوسف» به جرم دوستى و پيروى يحيى از اميرمؤمنان(عليه السلام) دست ها و پاهاى او را قطع كرد و وى را به شهادت رسانيد.[١]
«فضل بن شاذان»، يكى از برجسته ترين دانشمندان و محدثان شيعه در اواسط قرن سوم هجـرى و از شاگردان امـام جـواد و امـام هـادى و امـام عسكرى(عليهم السلام)مى گويد:
در آغـاز امـامت علـى بـن الحسيـن(عليه السلام) جـز پنـج نفـر پيـرو او نبـودنـد: «سعيـد بن جبيـر، سعيـد بن مُسَيِّب، محمـد بن جبير بن مطعـم، يحيى بن ام الطويل و ابوخالد كابلى» .[٢]
حكومت سياه عبدالملكدوران امامت حضرت سجاد، مصادف با يكى از سياه ترين ادوار حكومت در تاريخ اسلام بود. گرچه پيش از آن حضرت نيز حكومت اسلامى دستخوش
[١] شيخ طوسى، اختيار معرفة الرجال (معروف به رجال كشّى)، ص١٢٣.
[٢] شيخ طوسى، همان كتاب، ص١١٥.