سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٨٧
باشد، و آن گاه كه در بوته امتحان قرار گرفتند، دينداران كم خواهند بود.»[١]
قيام آگاهانه
بر اساس تفسيرى كه امروز مادى ها در مورد قيام هاى اجتماعى مى كنند، انفجار يك جامعه مانند انفجار يك ديگ بخار به هنگام بسته شدن دريچه هاى اطمينان آن است كه در اين صورت، چه انسان بخواهد وچه نخواهد، به علت تراكم بخار، انفجار خود به خود رخ مى دهد، زيرا هنگامى كه فشارها و تضادهاى طبقاتى افزايش يافت، ظرفيت تحمّل جامعه در برابر فشار و ستم لبريز مى گردد و قهراً انفجار به صورت يك پديده طبيعى انجام مى گيرد. به تعبير ديگر: قيام انفجارى در مقياس كوچك مانند انفجار عقده يك فرد خشمگين و پر عقده است كه هنگام لبريز شدن كاسه صبرش بى اختيار آن چه را در دل دارد، بيرون مى ريزد گرچه بعداً پشيمان مى گردد.
با توجه به نمونه هايى از سخنرانى ها و نامه هاى امام حسين(عليه السلام) كه يادآورى كرديم، به خوبى روشن مى شود كه قيام اين پيشواى بزرگ از اين مقوله نبوده است، بلكه يك قيام آگاهانه و بر اساس احساس وظيفه و با توجه به تمام خطرات بوده است. امام حسين(عليه السلام) نه تنها خود، آگاهانه از شهادت استقبال كرد، بلكه مى خواست يارانش نيز شهادت را آگاهانه انتخاب كنند، به همين جهت شب عاشورا آنان را آزاد گذاشت كه اگر خواستند، بروند و اعلام كرد كه هركس تا فردا با او بماند، كشته خواهد شد. آنان نيز با توجه به همه اين ها ماندن و شهادت را پذيرفتند.
[١] حسن بن على بن شعبه، تحف العقول، ص٢٤٥; ابومخنف، همان كتاب، ص٨٦; طبرى، همان كتاب، ص٢٢٩; نجمى، همان كتاب، ص١٨٠. اين خطبه را ابن عساكر درتاريخ دمشق (تحقيق: شيخ محمد باقر محمودى، ٢١٤) و سيد بن طاووس در اللهوف، ص٣٣ و مجلسى در بحارالأنوار، ج٤٤، ص١٩٢ با اندكى تفاوت نقل كرده اند و طبـق نقـل ابن عساكر و مجلسى، امـام اين خطبـه را در كربلا و پـس از رويـارويـى با سـپاه عمربـن سعد ايـراد كرده است. آن چه ما نقل كرديم طبق روايت حسن بن على بن شعبه است.