سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢٩٩
چه كسى اين كار را كرده است؟ گفتند: كار، كار «حمزة بن عبدالمطلب» است، او با جمعى از انصار سرگرم شراب خوارى است و كنيز آوازه خوانى براى آنان آواز مى خواند (!) حمزه از آن مجلس بيرون جست و شمشير را برداشت و كوهان شترها را قطع كرد، و تهى گاهشان را شكافت و جگرشان را بيرون كشيد.
على(عليه السلام) مى گويد: نزد رسول خدا رفتم، ديدم «زيد بن حارثه» در حضور پيامبر است. پيامبر، كه ناراحتى مرا ديد، فرمود: چه شده است؟ گفتم: هرگز چنين كار زشتى نديده بودم، حمزه با شترهاى من چنين و چنان كرده است و هــم اكـنون بــا عده اى در خانه اى نشسته سرگرم شراب خوارى است.
پيامبر لباس پوشيد و حركت كرد. من و زيد بن حارثه نيز به دنبال حضرت حركت كرديم. پيامبر به خانه اى كه حمزه درآن بود، وارد شد و شروع به توبيخ و سرزنش حمزه كرد. ديدم حمزه مست است و چشمانش سرخ شده است. او با نگاه خود، پيامبر را از پاى تا سر ورانداز كرد و گفت: مگر شما بردگان پدر من نيستيد؟! پيامبر كه ديد حمزه مست است به عقب برگشت و خانه را ترك گفت. ما نيز با او بيرون آمديم.[١]
زهرى با جعل چنين جريان مسخره اى، از شخصيت عظيم و چهره درخشانى همچون حمزه سيدالشهدا، كه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) بر پيكر خونين او در ميدان جنگ احـد با هفتـاد تكبيـر نمـاز خـواند[٢]، شخصى بى قيد، شراب خوار، متجاوز و سركش ترسيم كرده كه كارهاى او با هيچ معيار اخلاقى و دينى سازگار نيست! پيداست كه اين تهمت هاى ناروا و ناجـوانمـردانه از طرف زهرى مزدور، به اين منظور بوده است كه حمزه را نيز مثل عناصـر پليد بنى اميه، كه غرق اين گونه آلودگى ها بوده اند، فردى آلوده معرفى كرده از اين طـريق براى اربابان
[١] بخارى، همان مأخذ، ج٥، ص ٨٣ (باب قصة غزوة بدر) سيد شرف الدين، همان مأخذ، ص٧٠ابونعيم، همان مأخذ، ج٣، ص ١٤٤; مسند أحمد حنبل، ج١، ص٧٧.
[٢] نهج البلاغه، نامه٢٨. اميرمؤمنان در اين نامه، خطاب به معاويه در ستايش از حمزه نوشت: «... حتّى إذا استشهد شهيدنا، قيل: سيدالشهداء، وخصّه رسول الله(صلى الله عليه وآله) بسبعين تكبيرة عند صلاته عليه...».