سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٠١
امام است. شواهد اين امر در تاريخ زندگانى درخشان او به قدرى زياد است كه در اين بحث فشرده نمى گنجد و نيازى به اثبات ندارد.
٤. معيار مورد تأكيد على(عليه السلام) در انتخاب كارگزاران و نمايندگان حكومت، تقوا، سابقه، توانايى مديريت، پايبندى به ارزش هاى دينى و ساير ملاك هاى شايسته سالارى بود.[١] و آن چه هرگز براى آن حضرت در انتخاب مديران و مسؤولان، مطرح نبود، ملاك خويشاوندى و قوم گرايى بود. چنان كه در ميان ٥١ نفر[٢] نماينده و كارگزار حضرت در مناطق متعدد و مأموريت هاى مختلف، چهره هايى از مهاجران، انصار، يمنى ها، نزارى ها، هاشمى، غير هاشمى، عراقى، حجازى، پير و جوان به چشم مى خورد، اما در ليست اين كارگزاران كسى به نام حسن و حسين و محمد بن حنفيه و عبدالله بن جعفر (همسر حضرت زينب، دختر امام) به چشم نمى خورد! با آن كه آنان، هم از نظر سنى و هم از نظر شايستگى، امكان پذيرش مسؤوليت ومديريت را داشتند و در مواقع خطر و جنگ نيز ايفاى نقش مى كردند، اما حضرت پرهيز داشت كه بستگانش را در امور دولتى دخالت دهد.
٥. امام بر خلاف بسيارى از زمام داران بشرى در گذشته و حال، «هدف» را توجيه گر «وسيله» نمى دانست و براى رسيدن به مقاصد خويش (كه مقاصد عالى و مقدس بود)، استفاده از هر وسيله را جايز نمى شمرد. چنان كه در پاسخ برخى از خيرخواهان كه پيشنهاد كردند حضرت تقسيم يكسان بيت المال را موقتاً به تأخير انداخته مثل معاويه به اشراف و بزرگان سهم بيش ترى داده با جلب رضايت آنان حكومت نوپاى خود را تقويت كند; فرمود:
آيا از من مى خواهيد كه با ظلم و ستم در مورد افرادى كه بر آن ها حكومت مى كنم، پيروزى را به دست آورم؟!، به خدا سوگند تا دنيا دنيا است، چنين كارى نمى كنم، اگر
[١] نبى الله فضلعلى، نقش كارگزاران در تثبيت و تضعيف حكومت اميرالمؤمنين(عليه السلام) (پايان نامه) راهنما: مهدى پيشوايى، ص ٢٨ـ ٣٢.
[٢] همان، ص ٢٠٢ـ ٢٠٣.