سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٥٨٥
مهربانى و دوستى نسبت به امام جواد(عليه السلام)، تصميم گرفت دختر خود را به حضرت تزويج كند تا استفاده اى را كه از تحميل وليعهدى بر امام رضا(عليه السلام) در نظر داشت، از اين وصلت نيز به دست آورد.
بر اساس همين طرح بود كه امام جواد(عليه السلام) را درسال ٢٠٤ هـ.ق يعنى يك سال پس از شهادت امام رضا(عليه السلام)از مدينه به بغداد آورد و به دنبال مذاكراتى كه در جلسه مناظـره امـام با يحيى بن اكثم گذشت (و قبلاً آن را نقل كرديم)، دختر خود «امّ الفضل» را به همسرى حضرت در آورد! و در سال ٢١٥هـ .ق، در تكريت به خانه حضرت جواد منتقل شد.[١]
انگيزه هاى مأمون
اين ازدواج كه مأمـون بر آن اصرار داشت، كاملاً جنـبه سياسـى داشت و مى توان دريافت كه وى از اين كار چند هدف ياد شده در زير را تعقيب مى كرد:
١. با فرستادن دختر خود به خانه امام، آن حضرت را براى هميشه دقيقاً زيرنظر داشته باشد و از كارهاى او بى خبر نماند (دختر مأمون نيز به راستى وظيفه خبرچينى و گزارش گرى مأمون را خوب انجام مى داد و تاريخ شاهـد اين حقيقت است).
٢. با اين وصلت، به خيال خام خويش، امام را با دربار پر عيش و نوش خود مرتبط و آن بزرگوار را به لهو ولعب و فسق و فجور بكشاند و بدين ترتيب بر
[١] در مورد تفصيل اين قضيه چنين آمده است: روز پنجشنبه، شش روز به آخر ماه محرم سال ٢١٥ كه روز بيست و چهارم آذار سومين ماه شمسى= خرداد اميرالمؤمنين مأمون به هنگام ظهر از «شماسيه» به «بردان» رفت و سپس به سوى تكريت حركت كرد. در همان سال، ماه صفر، شب جمعه اى، محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب، از مدينه وارد بغداد شد.
سپس از بغداد خارج شد تا اين كه در تكريت اميرالمؤمنين را ديدار كرد. اميرالمؤمنين به او هديه داد و دستور داد دخترش كه همسر او بود، بر او وارد شود. در خانه احمد بن يوسف كه در كنار دجله بود، همسرش براى او آورده شد و او در آن خانه اقامت داشت تا اين كه در ايام حج با اهل و عيال به مكه رفت و سپس به منزل خود در مدينه رفته در آن اقامت گزيد... (نگاهى به زندگانى سياسى امام جواد(عليه السلام)صفحه٩٠، به نقل از كتاب «بغداد» تأليف ابوالفضل احمد بن ابى طاهر كاتب، ص ١٤٢ـ ١٤٣).