سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٦٢٥
فتواى امام با مخالفت شديد «يحيى بن اكثم» و ساير فقها رو به رو گرديد آنان گفتند: اين فتوا در هيچ آيه و روايتى وجود ندارد و از متوكل خواستند نامه اى به امام نوشته مدرك اين فتوا را بپرسد. متوكل موضوع را به امام نوشت. امام در پاسخ، پس از بسم الله نوشت:
«فَلَمّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنّا بِاللّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنّا بِهِ مُشْرِكِينَ* فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ اِيْمانُهُمْ لَمّا رَأوا بَأْسَنا سُنَّةَ اللّهِ الَّتِى قَدْ خَلَتْ فِيْ عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْكافِرُونَ».[١]
: «هنگامى كه قهر و قدرت ما را ديدند، گفتند: به خداى يگانه ايمان آورديم و به بتها و عناصرى كه آن ها را شريك خدا قرار داده بوديم، كافر شديم. ولى ايمانشان به هنگام ديدن قهر و قدرت ما، سودى ندارد. اين سنت و حكم الهى است كه در ميان بندگان وى جارى است و آن جا كافران زيان كار شدند.»
متوكل، پاسخ مستدل امام را پذيرفت و دستور داد حد زناكار طبق فتواى امام اجرا شود .[٢]
امام با ذكر اين آيه شريفه، به آنان فهماند: همان طور كه ايمان مشركان، عذاب خدا را از آن ها باز نداشت، اسلام آوردن اين مسيحى نيز حد را ساقط نمى كند.
٢. نذر متوكل
روزى متوكل بيمار شد و نذر كرد كه اگر شفا يابد، تعداد «كثيرى» دينار (= سكه زر) در راه خدا صدقه بدهد. هنگامى كه بهبود يافت، فقها را گرد آورد و پرسيد: چند دينار بايد صدقه بدهم كه «كثير» محسوب شود؟ فقها در اين باره
[١] سوره غافر: ٨٤ ـ ٨٥.
[٢] شيخ حرّ عاملى، وسائل الشيعة، ج١٨، ص ٤٠٨ (باب ٣٦ من أبواب حد الزنا; شريف القرشى، باقر، حياة الإمام الهادى، ص ٢٤٠.