سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٣١٠
زمان يعنى يونان و روم ـ رواج داشت، و چون لغو چنين پديده گسترده اى به يكباره مقدور نبود، اسلام از راه هاى مختلفى زمينه لغو تدريجى آن را فراهم ساخت. بدين ترتيب كه از يك طـرف راه هاى برده گيرى را تقليل داده آن را محدود ساخت.از طرف ديگر آزادسازى بردگان را كفاره بسيارى از گناهان و خطاها و ترك واجبات قرار داد و از اين رهگذر وسائل آزادى آنان را فراهم ساخت. از طرف سوم پيامبر اسلام به مسلمانان توصيه كرد كه با بردگان (همچـون عضوى از خانواده) رفتار انسانى داشته باشند و دستور داد صاحبان بردگان از غذاهايى كه خود مى خورند و از لباس هايى كه خود مى پوشند، به آنان بدهند.
از ايـن گـذشتـه، آزادسـازى بـردگان را آن چنـان داراى ارزش و ثواب و فضيلت معـرفى كـرد كـه در روايـات مـا بسيارى از اعمال صالح، از نظر كثرت ثواب و فضيلت، به آزاد كردن بردگان تشبيه گشتـه و از اين طـريق مسلمانان به اين كار تشويق شده اند. مجمـوع اين ها ديـدگـاه اسلام را در مـورد بـردگى تـا حـدى روشـن مى سازد .[١] برخورد خاص و ظريف اسلام و پيشوايان آن با مسئله برده و برده دارى را بايد از اين ديدگاه تحليل كرد.
بارى، در بررسى زندگانى امام چهارم نيز موضوع آزادسازى بردگان به چشم مى خورد، اما دامنه و سطح اين عمل به حدى وسيع است كه تنها با محاسبات بالا قابل توجيه نيست و به نظر مى رسد كه امام چهارم در اين كار انگيزه هاى والاترى داشته است. دقت در اين زمينه نشان مى دهد كه امام از اين اقدام نظر تربيتى و انسانى داشته است، بدين معنا كه بردگان را خريدارى كرده مدتى تحت آموزش و تربيت قرار مى داد و سپس آزادشان مى كرد و آنان به صورت انسان هاى نمونه به
[١] در اين زمينه رجوع كنيد به: ايرجى، محمد صادق، بردگى در اسلام، پايان نامه درجه ليسانس مؤلف از دانشگاه تهران.