سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٤٩٧
آن چه با پدرش كرديم كافى نيست؟ مى خواهى يكباره شمشير بردارم و همه علويّين را بكشم؟! [١]
خشم هارون، درباريانش را خاموش ساخت و ديگر كسى جرأت نكرد درباره آن حضرت به سعايت بپردازد.
علـى بـن موسـى با استفاده از اين فرصت در زمان هارون، علناً اظهار امامت مى كرد و در اين مورد بر خلاف پدران بزرگوارش تقيه نداشت، تا آن جا كه بعضى از مخلصان و دوستان آن بزرگوار، او را برحذر مى داشتند و امام(عليه السلام) به آنان اطمينان مى داد كه از سوى هارون آسيبى به وى نخواهد رسيد!
صفوان بن يحيى مى گويد: چون امام ابوابراهيم موسى بن جعفر(عليه السلام)درگذشت و على بن موسى الرضا(عليه السلام) امر امامت و خلافت خود را آشكار ساخت، به حضرت عرض شد:
شما امر بزرگ و خطيرى را اظهار مى داريد وما از اين ستمگر (هارون الرشيد) بر شما مى ترسيم.
فرمود: او هرچه مى خواهد كوشش كند، او را بر من راهى نيست.[٢]
نيز از محمد بن سنان نقل شده[٣] كه: به ابى الحسن على بن موسى الرضا(عليه السلام)در ايام خلافت هارون عرض كردم:
شما امر خلافت و امامت خود را آشكار ساخته به جاى پدر نشسته ايد، درحالى كه هنوز از شمشير هارون خون مى چكد!!
فرمود: مرا گفتار پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نيرو و جرأت مى بخشد كه فرمود: اگر ابوجهل توانست مويى از سر من كم كند، بدانيد من پيامبر نيستم، و من به شما
[١] صدوق، همان كتاب، ج٢، ص ٢٢٦; على بن عيسى الأربلى، كشف الغمّة، ج٣، ص ١٠٥.
[٢] صدوق، همان كتاب، ص ٢٢٦; على بن عيسى، همان كتاب، ج٣، ص١٠٥; مجلسى، همان كتاب، ج٤٩، ص١١٥.
[٣] كلينى، الروضة من الكافى، ص٢٥٧; محقق، سيدعلى، زندگانى پيشواى هشتم، امام على بن موسى الرضا(عليه السلام)، ص ٥٢ ـ ٥٩; مجلسى، همان كتاب، ج٤٩، ص ١١٥.