سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢٤٠
به اميد تأمين اين دو خواسته بود كه جامعه عراق با ابن زبير بيعت كرد، زيرا وى، هـم دشمن امويان بـود و هم تظاهر به صـلاح و زهـد و بى اعتنايى به دنيـا مى كرد، ولى عملاً ثابت شد كه حكومت ابن زبير چندان تفاوتى با حكومت امويان ندارد!. درست است كه ابن زبير عراق را از زير نفوذ وتسلط امويان نجات داد، ولى قاتلان حسين(عليه السلام) و عناصر جنايت كار و خطرناكى همچون «شمر بن ذى الجوشن»، «شَبَث بن رِبْعى» و «عمرو بن حجاج» كه در فاجعه عاشورا نقش مهمى داشتند، نه تنها هنوز در كوفه زنده بودند، بلكه از مقربان حكومت بودند!
پسر زبير از نظر اجراى عدالت نيز مقصود عراقيان را تأمين نكرد، زيرا موالى هنوز هم مثل زمان بنى اميه در محروميت به سر مى بردند و قدرت و امكانات; همه در دست شيوخ قبائل بود. عدم تأمين خواسته هاى عراقيان باعث شد كه مردم از اطراف ابن زبير پراكنده شده از قيام مختار پشتيبانى كنند.
مختار دعوت خود را وابسته به «محمد بن حنفيه»، فرزند اميرمؤمنان، معرفى كرد و همـين مطلب باعث اطمينان مردم بـه حركت وى شـد. او شعـار خـود را جملـه «يا لثارات الحسين»: (پيش به سوى انتقام گيرى خون حسين) قرار داد و اين موضوع، عراقيان را به تأمين اهداف خويش اميدوار مى كرد.
مختار پس از رسيدن به قدرت، از گروه «موالى» حمايت كرد و گام هايى در جهت تأمين حقوق اجتماعى آنان برداشت. اين اقدام مختار، اشراف و بزرگان قبائل عرب را برضد وى تحريك كرد. آنان اجتماعاتى به اين منظور تشكيل داده توطئه ها كردند و با كمك نيروهاى عبدالله بن زبير، براى جنگ با مختار آماده شدند. در رأس اين سران مخالف، قاتلان امام حسين(عليه السلام) قرار داشتند، و همين موضوع كافى بود كه انقلابيون را وادار به ايستادگى نموده براى رسيدن به پيروزى مصمم سازد.
مختار، قاتلان امام حسين(عليه السلام) را سخت مورد تعقيب قرار داد و به هلاكت رسانيد، به طورى كه ظرف يك روز دويست و هشتاد نفر از آنان را كشت و