سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢٩٧
بدين ترتيب ملاحظه مى شود كه انگيزه جعل قسمت آخر اين حديث[١]توسط زهرى، منصرف ساختن مردم از عزيمت به سوى خانه خدا (كه تحت سلطه عبدالله بن زبير بود) و سوق آنان به سوى فلسطين بود، زيرا فلسطين جزئى از شام و تحت نفوذ عبدالملك بود و زهرى بدينوسيله در تثبيت موقعيت عبدالملك مى كوشيد.
٢. زهرى، گويا براى آن كه از ميزان نفرت مردم از آل مروان كم كند، و موضع گيرى الهى امام چهارم در برابر آنان را وارونه جلوه دهد، از امام سجادچنين ياد مى كرد: «على بن الحسين ميانه روترين فرد خاندان خويش و مطيع ترين و محبوب ترين آنان نزد مروان و عبدالملك بود»!![٢] درصورتى كه ميزان دشمنى مروانيان با خاندان على(عليه السلام) بر هيچ كس پوشيده نيست و ميزان نفرت خاندان علوى از مروانيان نيز بر همه كس روشن است، بنابراين كسى تهمت مطيع بودن امام چهارم نسبت به مروانيان را باور نمى كند چه رسد به مطيع تر بودن!
٣. زهرى از عايشه نقـل مى كنـد كه گفت: روزى نزد رسول خدا بودم، در اين هنگام ديدم عباس و على مى آيند، رسول خدا فرمود: عايشه! اين دو نفر بر غير دين من مى ميرند![٣]
پيداست كه اين حديث به منظور كاستن از موقعيت عظيم و درخشان على و به خاطر خوشايند مروانيان جعل شده است، و گرنه چه كسى باور مى كند كه چنين حديثى راست باشد؟! جالب است كه زهرى اين حديث را از طريق «عروة بن زبير» از عايشه نقل مى كند و همه مى دانند كه عايشه چه قدر كينه على را در دل داشته است؟ درمورد عروه نيز مى دانيم كه وى از دشمنان خانـدان پيامبر بوده است. «ابـن ابـى الحـديـد» تصريح مى كند كه: وى همچون ابوهريره، عمرو بن
[١] هرچند سند اصل حديث نيز جاى حرف دارد!
[٢] ابن سعد، همان مأخذ، ج٥، ص ٢١٥ و ر.ك به: ابن كثير، همان مأخذ، ج٩، ص ١٠٦.
[٣] ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، تحقيق: محمد ابوالفضل ابراهيم، ج٤، ص ٦٣.