سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٠٠
ويژگى ها و برجستگى هاى حكومت درخشان آن حضرت از حدّ اين بحث فشرده بيرون است اما به خطوط برجسته سيره حكومتى آن بزرگوار به عنوان شاخصه روشن ـ كه بسيار آموزنده و سازنده است، به اختصار اشاره مى كنيم:
١. على(عليه السلام) فلسفه قبول خلافت را اجراى عدالت ـ به ويژه از نظر اقتصادى و بهره مندى يكسان مردم از امكانات عمومى ـ و مبارزه با جامعه دو قطبى معرفى مى كند[١] و چنان كه گذشت، تأكيد مى كند كه شكاف طبقاتى و پرخورى گروهى و گرسنگى گروهى ديگر، چيزى است كه خداوند از علماى امت، پيمان گرفته كه در برابر آن سكوت نكنند. امام در مدت خلافت خود به صورت جدى به دنبال اين هدف بود و در راه اجراى عدالت تلاش هاى فراوان كرد.
٢. على(عليه السلام) قدرت و منصب را «ابزارى» براى «خدمت» و «احقاق حق» ونابودى «باطل» مى دانست[٢] و شغل و منصب دولتى و رياست را به ديده «شكار» و «لقمه چرب» و «سفره آماده» نمى نگريست، بلكه آن را «امانت»مى دانست.[٣]سراسر حكومت آن حضرت گواه پايبندى سخت او به اين نگرش بود. از اين رو، از واگذارى سِمت و منصب و مديريت، به تشنگان قدرت (همچون طلحه و زبير) خوددارى كرد و به همين علت با مخالفت ها و توطئه هاى آنان رو به رو گرديد.
٣. اميرمؤمنان(عليه السلام) در مقام خلافت، با سادگى و در نهايت سادگى ـ زندگى مى كرد و كارگزارانش را نيز به ساده زيستى و اعتدال در زندگى توصيه مى كرد.[٤]بى توجهى آن حضرت به جاذبه هاى دنيا و وارستگى از دلبستگى هاى مادى، از جالب ترين ويژگى هاى شخصيتى او و از برجسته ترين نقاط سيره حكومتى آن
[١] نهج البلاغه، خطبه٣.
[٢] نهج البلاغه، خطبه ٣٣.
[٣] امام خطاب به اشعث بن قيس، حاكم آذربايجان نوشت: و انّ عملك ليس بطعمة و لكنه فى عنقك أمانة وأنت مرعى لمن فوقك. (نهج البلاغه، نامه٥).
[٤] نهج البلاغه، نامه ٤٥.