سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٥٣٣
مى كردند كه آب را گل آلود كرده و ماهى بگيرند و از اين بازار داغ انتقال علوم بيگانه به محيط اسلام، فرصتى براى نشر عقايد فاسد و مسموم خود به دست آورند و درست به همين علت عقايد خرافى و افكار انحرافى و غير اسلامى در لابلاى اين كتب به ظاهر علمى، به محيط اسلام راه يافت، و به سرعت در افكار گروهى از جوانان و افراد ساده دل و بى آلايش نفوذ كرد.[١]
مسلماً در آن زمان يك هيأت نيرومند علمى كه از تقوا و دلسوزى برخوردار باشد، در دربار عباسيان وجود نداشت كه آثار علمى بيگانگان را مورد نقد و بررسى دقيق قرار دهد و آن را از صافى جهان بينى اصيل اسلامى بگذراند و ناخالصى ها را بگيرد و تنها آن چه را كه صافى و بى غل و غش است، در اختيار جامعه اسلامى بگذارد.
مهم ايـن جـاست كـه ايـن شـرائط خـاص فكـرى و فرهنگى وظيفه سنگينى بر دوش امـام علـى بـن موسـى الرضـا(عليه السلام) گذارد و آن امام بزرگوار كه در آن عصر مى زيست و بـه خـوبى از ايـن وضـع خطـرناك آگاه بـود، دامـن همـت بـر كمـر زد و انقـلاب فكـرى عميقى ايجاد فرمود و در برابر اين امواج سهمگين و تندباد خطرناك، اصالت عقيـده و فرهنگ جامعه اسلامى را حفـظ كـرد و سـرانجام اين كشتى را با رهبرى حكيمانه خـويش از سقـوط در گـرداب خطـرناك انحراف و التقاط رهايى بخشيد.
[١] دكتر طه حسين، انديشمند معاصر مصرى، درباره تأثير ناروايى كه آشنايى مسلمانان با فرهنگ هاى بيگانه به خصوص فرهنگ يونانى گذاشت، مى نويسد: سپس چيزى نگذشت كه مسلمانان با فرهنگ هاى بيگانه به خصوص با فرهنگ يونانى و از همه بيش تر با فلسفه يونان آشنا شدند. اين ها همه روى مسلمانان اثر گذاشت و آن را وسيله دفاع از دين خود قرار دادند، آن گاه قدمى فراتر نهادند و عقل قاصر بشرى را بر هر چيزى حاكم شمردند و گمان كردند تنها عقل، سرچشمه معرفت است و تدريجاً خود را بى نياز از سرچشمه وحى دانستند. اين ايمان افراطى به عقل، آنان را فريفته ساخت و به افراط و دورى از حق گرفتار آمدند. همين اشتباه بود كه درهاى اختلاف را به روى آنان گشود و هر جمعيتى به استدلالات واهى تمسك جستند و شماره فرقه هاى آنان را از هفتاد گذرانـد (آئينه اسلام، ترجمه دكتر محمد ابراهيم آيتى، ص ٢٦٦).