سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٦١٣
برابرش قبر حفر شده اى قرار دارد، سلام كردم. فرمود: بنشين! نشستم! پرسيد: براى چه آمده اى؟
عرض كردم: آمده ام از حال شما خبرى بگيرم. در اين هنگام بر قبر نظر كردم و گريستم. فرمود: گريان مباش كه در اين گرفتارى، آسيبى به من نمى رسد.
من خدا را سپاس گفتم. آن گاه از معناى حديثى پرسيدم، امام جواب داد و پس از جواب، فرمود: مرا واگذار و بيرون رو كه بر تو ايمن نيستم و بيم آن است كه آزارى به تو برسانند.[١]
اين حادثه از يك سو خشونت و شدت عمل متوكل را در مورد امام هادىمى رساند و از سوى ديگر بيان گر ميزان نفوذ امام در ميان درباريان و مأموران ويژه خليفه است.
متوكل در آخرين روزهاى عمرش به پيشكار خود، «سعيد بن حاجب»، دستور داد امام را به قتل برساند، ولى حضرت فرمود: بيش از دو روز نمى گذرد كه متوكل كشته مى شود، و همين جور هم شد![٢]
جنايات و سخت گيرى هاى متوكل در مورد شيعيان
متوكل يكى از جنايت كارترين خلفاى عباسى بود. او در دشمنى با اميرمؤمنان(عليه السلام)و خاندان و شيعيان او دلى پركينه داشت و دوران حكومت او براى شيعيان و علويان يكى از سياه ترين دوران ها به شمار مى رود. از آن جا كه همه جنايات او را نمى توان در اين بحث فشرده بيان كرد، ناگزير به برخى از جنايات او نمونهوار اشاره مى كنيم:
١. در حكومت او گروهى از علويان زندانى يا تحت تعقيب و متوارى شدند
[١] مجلسى، بحارالأنوار، ج٥٠، ص ١٩٤; امام على بن محمد الهادى، مؤسسه در راه حق، ص ١٦.
[٢] على بن عيسى اربلى، كشف الغمّة، ج٣، ص ١٨٤.