سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٧٢٣
اين معنا با مراجعه به كتاب «العرف الوردى فى أخبار المهدى» تأليف «سيوطى» روشن مى گردد. همچنين او از حديثى كه با سند معتبر در كتاب «المنار المنيف» تأليف «ابن قيم» نقل شده، غفلت كرده است.
د . ابن خلدون تعدادى از اين احاديث را نقل و به خاطر بعضى از راويان آن ها در سند آن ها اشكال مى كند، در حالى كه راويان ياد شده، كسانى هستند كه «بخارى» و «مسلم» يا حداقل يكى از آن ها در صحيح خود از آن ها نقل حديث كرده اند و دانشمندان در سند آن ها ايرادى نكرده اند.
هـ . ابن خلدون اعتراف مى كند كه تعداد كمى از احاديث مربوط به مهدى جاى هيچ نقد و ايرادى از نظر سند ندارد.
بنابراين بايد بگوييم: آن تعداد كم كه به گفته وى مورد قبول است، براى اثبات مطلب كافى است و بقيه احاديث نيز مؤيد آن تعداد خواهد بود.[١]
انتظار مهدى و مدعيان مهدويت
نگاهى به تاريخ اسلام نشان مى دهد كه در طول زمان، افرادى جاه طلب و سودجو ادعاى مهدويت كرده اند، يا گروهى از مردم عوام، افرادى را مهدى مى پنداشته اند. اين امر نشان مى دهد كه موضوع مهدويت و اعتقاد به ظهور يك منجى غيبى، در ميان مسلمانان امرى مسلّم و مورد قبول بوده است[٢]، و چون نام
[١] سخنان مبسوط شيخ عبدالمحسن عباد، در مجله «دانشگاه اسلامى مدينه» مورخ ذى القعده ١٣٨٨هـ .ق، شماره ٣، سال اوّل منتشر شده (مجله الهادى قم، سال ١، شماره١، شعبان ١٣٩١ق، ص ٣٠) و ما آن را از: «موسوعة الإمام المهدى» ج١، ص ٥٩٣ نقل كرديم.
[٢] به عنوان نمونه رجوع شود به كتاب مقاتل الطالبيين، تحقيق سيد احمد صَقر، صفحات: ١٣٨، ١٨٤، ٢٠٧، ٢٥٤، ٤٤٠.
عباد بن يعقوب اسدى رواجنى كوفى (م٢٥٥هـ) كه به گفته ذهبى، محدثان بزرگ اهل سنت مانند: بخارى، ترمذى، ابن ماجه، ابن خزيمه و ابن أبى داود، از او حديث نقل كرده اند، براى يارى حضرت مهدى، شمشيرى آماده كرده بود.
يكى از كسانى كه براى نقل حديث به او مراجعه كرده بود، به نام قاسم بن زكريا مطرز، مى گويد: نزد او رفتم، او نابينا بود، در كنار او شمشيرى ديدم، گفتم: اين مال كيست؟ گفت: آن را آماده كرده ام تا با آن همراه مهدى بجنگم! (ميزان الاعتدال، ج٢، ص ٣٧٩). چنان كه ملاحظه مى شود، او مقارن آغاز غيبت صغرى فوت كرده است، اما از همان زمان مسأله انتظار قيام مهدى و ضرورت همراهى با آن قيام مطرح بوده است!