سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٦١١
كجاست آن چهره هاى در ناز و نعمت پرورش يافته كه به احترامشان پرده ها مى آويختند (بارگاه و پرده و دربان داشتند)؟
گور به جاى آنان پاسخ داد: اكنون كرم ها بر سر خوردن آن چهره ها با هم مى ستيزند!
آنان مدت درازى در دنيا خوردند و آشاميدند، ولى امروز آنان كه خورنده همه چيز بودند، خود خوراك حشرات و كرم هاى گور شده اند!
چه خانه هايى ساختند تا آنان را از گزند روزگار حفظ كند، ولى سرانجام پس از مدتى، اين خانه ها و خانواده ها را ترك گفته به خانه گور شتافتند!
چه اموال و ذخائرى انبار كردند، ولى همه آن ها را ترك گفته رفتند و آن ها را براى دشمنان خود واگذاشتند!
خانه ها و كاخ هاى آباد آنان به ويرانه ها تبديل شد و ساكنان آن ها به سوى گورهاى تاريك شتافتند![١]
تأثير كلام امام چندان بود كه متوكل به سختى گريست، چنان كه ريشش تر شد. ديگر مجلسيان نيز گريستند. متوكل دستور داد بساط شراب را جمع كنند و چهارهزار درهم به امام تقديم كرد و آن حضرت را با احترام به منزل بازگرداند![٢]
[١] باتوا على قُلل الجبال تحرسهم *** غُلب الرجال فما اغنتهم القلل
واستنزلوا بعد عزّ عن معاقلهم *** فاودعوا حفراً يا بئس ما نزلوا
ناداهم صارخ من بعد ما قبروا *** أين الأسرّة والتيجان والحلل؟
اين الوجوه الّتي كانت منعمة *** من دونها تضرب الأستار والكلل؟
فافصح القبر عنهم حين ساء لهم *** تلك الوجوه عليها الدود يقتتل
قد طالما اكلوا دهراً وما شربوا *** فاصبحوا بعد طول الأكل قد أُكلوا
وطالما عمّروا دوراً لتحصنهم *** ففارقوا الدور والأهلين وانتقلوا
وطالما كنزوا الأموال وادّخروا *** فخلفوها على الأعداء وارتحلوا
اضحت منازلهم قفراً معطّلة *** وساكنوها إلى الاجداث قد رحلوا
[٢] مسعودى، مروج الذهب، ج٤، ص ١١; شبلنجى، نورالأبصار، ص ١٦٦; سبط ابن جوزى، تذكرة الخواص، ص ٣٦١; ابن خلكان، وفيات الأعيان، تحقيق: دكتر احسان عباس، ج٣، ص ٢٧٢; قلقشندى، مآثر الأنافة فى معالم الخلافة، ج١، ص ٢٣٢. در منابع تاريخى، در تعداد ابيات و جملات آن اندكى تفاوت وجود دارد.