سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٥٤٦
جاثليق: من آن چه را كه وجود آن در انجيل براى من روشن شده است انكار نمى كنم و به آن اعتراف دارم.
امام(عليه السلام): همگى شاهد باشيد او اقرار كرد، سپس فرمود: اى جاثليق هر سؤال مى خواهى بكن.
جاثليق: از حواريون عيسى بن مريم خبر ده كه آن ها چند نفر بودند و نيز خبر ده كه علماى انجيل چند نفر بودند؟
امام(عليه السلام): از شخص آگاهى سؤال كردى، حواريون دوازده نفر بودند و اعلم و افضل آن ها لوقا بود. اما علماى بزرگ نصارى سه نفر بودند: يوحناى اكبر در سرزمين باخ، يوحناى ديگرى در قرقيسا و يوحناى ديلمى در رجاز، و نام پيامبر و اهل بيت و امتش نزد او بود و او بود كه به امت عيسى و بنى اسرائيل بشارت داد.
سپس فرمود: اى نصرانى، به خدا سوگند ما ايمان به آن عيسى داريم كه ايمان به محمد(صلى الله عليه وآله) داشت، ولى تنها ايرادى كه به پيامبر شما عيسى داريم اين بود كه او كم روزه مى گرفت و كم نماز مى خواند!
جـاثليـق ناگهـان متحيـر شـد و گفت: بـه خـدا سـوگنـد علـم خـود را باطل كـردى، و پايـه كـار خويش را ضعيف نمـودى، و مـن گمـان مى كردم تو اعلم مسلمانان هستى!
امام(عليه السلام): مگر چه شده؟
جاثليق: به خاطر اين كه مى گويى عيسى ضعيف و كم روزه و كم نماز بود، درحالى كه عيسى حتى يك روز را افطار نكرد و هيچ شبى را ( به طور كامل) نخوابيد و صائم الدهر و قائم الليل بود.
امام(عليه السلام): براى چه كسى روزه مى گرفت و نماز مى خواند؟!
جاثليق نتوانست پاسخ گويد و ساكت شد ( زيرا اگر اعتراف به عبوديت عيسى مى كرد با ادعاى الوهيت او سازگار نبود).
امام(عليه السلام): اى نصرانى، سؤال ديگرى از تو دارم.