سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٤٧٧
آن گاه امام افزود: اى زياد!، كمترين عقوبتى كه خداوند براى همكار اينان (ستمگران) مى كند، اين است كه در روز رستاخيز، او را در چادرى از آتش قرار مى دهد، تا هنگامى كه خداوند محاسبه اعمال همه خلائق را به پايان برساند. اى زياد!، اگر از طرف آنان متصدى منصبى شدى، به برادران مؤمن خود خدمت كن تا همكارى با ظالمان را تلافى كند، خداوند خود، ناظر اين رفتارها است. اى زياد! هر شخصى از شما كه متصدى منصبى از طرف يكى از آنان شود، و آن گاه شما و آنان را يكسان به شمارد، به او بگوييد: تو به دروغ، خود را به ما بسته اى، و كذّاب هستى!...[١]
سؤال
شايد براى خواننده گرامى با مرورى بر آن چه درباره على بن يقطين گذشت، اين سؤال پيش بيايد كه با توجه به اين دو مورد كه امام هفتم، همكارى و تمايل پيدا كردن و كار كردن با دستگاه ستمگر را محكوم مى كرد، پس چرا درباره على بن يقطين به گونه ديگرى برخورد كرد و حتّى وزارت او براى هارون را پذيرفت و بعدها كه چندين بار خواست استعفا كند، امام او را از اين تصميم منصرف كرد؟ آيا پذيرفتن وزرات در حكومت حاكم ستمگرى چون هارون از مصاديق تمايل و تكيه بر ظالم نيست كه خدا از آن نهى كرده و مى فرمايد:
«و تكيه بر ظالمان نكنيد كه موجب مى شود آتش شما را فرو گيرد و در آن حال جز خدا هيچ ولىّ و سرپرستى نخواهيد داشت و يارى نمى شويد».[٢]
آيا اين، به معناى همكارى و اظهار رضايت و دوستى و خيرخواهى و اطاعت از ستمگران نيست؟
[١] كلينى، فروع كافى، ج٥، كتاب المعيشه، ص ١٠٩، باب شرط من اذن له فى اعمالهم، حديث١.
[٢] ولا تركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار وما لكم من دون الله من أولياء ثم لا تنصرون (هود: ١١٣).