سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٣٢٦
حكومت و زندگى او درخشش خاصى دارد، از ميان برداشتن بدعت سبّ اميرمؤمنان(عليه السلام)اسـت. او با ايـن اقــدام خـود يك بدعـت ننگيـن ريشه دار ٦٩ سالـه را از ميان برداشت و خدمت بزرگى به شيعيان، بلكه به جهان انسانيت انجام داد.
اين بدعت، ميراث شوم معاويه بود، معاويه كه پس از شهادت اميرمؤمنان(عليه السلام)(در سال ٤٠ هجرى) كاملاً بر اوضاع مسلط شده بود، تصميم گرفت با ايجاد تبليغات و شعارهاى مخالف، على(عليه السلام) را به صورت منفورترين مرد عالم اسلام!! معرفى كند. او براى اين كار، از يك سو، دوستداران و پيروان اميرمؤمنان(عليه السلام) را زير فشار قرار داد و با زور شمشير و سرنيزه از نقل فضايل و مناقب اميرمؤمنان(عليه السلام)به شدت جلوگير ى كرد و اجازه نداد حتى يك حديث، يك حكايت، و يا يك شعر در مدح على(عليه السلام) نقل و گفته شود.
و از طرف ديگر، براى آن كه چهره درخشان على(عليه السلام) را وارونه جلوه دهد، محدثان و جيره خواران دستگاه حكومت اموى را وادار نمود احاديثى برضد على(عليه السلام) جعل كنند! و از اين رهگذر احاديث بى شمارى جعل شد و در ميان مردم شايع گرديد!
معاويه به اين هم اكتفا نكرد، بلكه دستور داد در سراسر كشور پهناور اسلامى در روزهاى جمعه بر فراز منابر، لعن و دشنام على(عليه السلام) را ضميمه خطبه كنند! اين بدعت شوم، رايج و عملى گرديد و در افكار عمومى اثر بخشيد و به صورت امر ريشه دارى در آمد به طورى كه كودكان با كينه على(عليه السلام) بزرگ شدند و بزرگ ترها با احساسات ضد على(عليه السلام)از دنيا رفتند!
بعد از معاويه، خلفاى ديگر اموى نيز اين روش را ادامه دادند و اين بدعت تا اواخر سده اول هجرى كه عمر بن عبدالعزيز به خلافت رسيد، ادامه داشت.[١]
[١] ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج٣، ص٥٧.