سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٩٥
دور بوده باشد، و شايد خواننده تاحد انكار از اين معنا تعجب كند، ولى اگر بدانيم كه يزيد از طرف مادر از قبيله «بنى كلب» بود كه پيش از اسلام دين مسيحى داشتند، تعجب نخواهيم كرد، زيرا از بديهيات علم الإجتماع اين است كه ريشه كن ساختن عقايد يك ملت كه اساس خوى ها و خصلت ها و ارزش هاى اجتماعى و سرچشمه افكار و عادات و فرهنگ عمومى آن هاست، نيازمند گذشت زمانى طولانى است.
تاريخ به ما مى گويد: يزيد تا زمان جوانى در اين قبيله پرورش يافته بود و اين; به آن معنا است كه وى دوران تربيت پذيرى و شكل گيرى شخصيت خود را كه مورد توجه مربيان است، در چنيـن محيطـى گذرانده بود و به اين ترتيب، علاوه بر تأثيرپذيرى ازمسيحيت، خشونت باديه و سختى طبيعت صحرا نيز با سرشت او درهم آميخته بود.
به علاوه به نظر گروهى از مورخان، از آن جمله «لامنس» مسيحى در كتاب «معاويه» و كتاب «يزيد»، بعضى از استادان يزيد از مسيحيان شام بوده اند، و آثار سوء چنين تربيتى در مورد كسى كه مى خواست زمام دار مسلمانان باشد بركسى پـوشـيده نيست. «علائلـى» آن گاه مى گويد: «اين كه يزيد، «اخطل» شاعر مسيحى را وا داشت كه انصار را هَجْوْ كند و نيز سپردن تربيت پسرش به يك نفر مسيحى كه مورخان به اتفاق آن را نقل كرده اند، ريشه در همين تربيت مسيحى وى داشت» .[١]
به گواهى تاريخ، خود يزيد گرايش خود را نسبت به مسيحيت كتمان نمى كرد، بلكه علناً مى گفت: