سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٤٥٦
نمونه هاى زيادى از تظاهر خلفاى عباسى به دين دارى و جلب عواطف مذهبى مردم در دست است كه گوياى كوشش هاى مزوّرانه آنان در جهت كسب وجهه دينى مى باشد.
«جرجى زيدان» مى نويسد:
«خلفاى عباسى، خلفاى فاطمى مصر، خلفاى اموى اندلس، به علّت برخوردارى از رنگ دينى، در برابر بسيارى از مشكلات پايدار شدند. به همين گونه، دوام حكومت هاى غيرعرب مانند حكومت عثمانى كه جنبه دينى يافته بودند، بيش از ساير حكومت ها بوده است...»
اينان براى آن كه در نظر مردم عوام محبوبيت پيدا كنند، دائماً مقام خود را بالا برده خود را بنده مقرب درگاه خدا وحكومت خود را حكومت مبعوث از جانب خدا معرفى مى كردند.
«جرجى زيدان» در زمينه نفوذ تبليغات فريبنده خلفا در ميان عوام و ميزان باور مردم به اين سخنان، اضافه مى كند:
«...تا آن جا كه (مردم) مى گفتند: خلافت عباسيان تا آمدن مسيح از آسمان دوام مى آورد و اگر خلافـت عباسى منقرض شـود، آفتـاب غـروب مى كند! باران نمى بارد! و گياه خشك مى شود! (مقصود جرجى زيدان البته سنيان است، زيرا شيعيان از ابتدا، خلفاى ثلاث و اموى و عباسى و عثمانى و غيره را غاصب خلافت مى دانستند و به آنان عقيده نداشتند. مترجم).
خلفـاى عباسـى هم اين گزافه ها را به خودپسنديدند، حتى هارون كه مرد چيزفهمى بود و در زمـان او فرهنگ اسلامـى ترقـى كرده بـود، از ايـن تملّق ها خوشش مى آمد... و اگر در دوره ترقى و عظمت اسلام، خلفا آن قدر تملق پسند باشند، معلوم است كه در دوره فساد، موهومات جاى حقيقت را مى گيرد و متملقان و چاپلوسان پيش مى آيند و فرمانروايان و پادشاهان; از حرف، بيش از عمل خشنود مى شوند. از آن رو است كه همين چاپلوسان، «متوكل» عباسى را