سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٩٢
كمترين اعتقادى نداشت. او جوانى ناپخته، شهوت پرست، خودسر، و فاقد دورانديشى و احتياط بود. او فردى بى خرد، بى باك، خوشگذران، عياش، و كوتاه فكر بود.
يزيد، كه پيش از رسيدن به حكومت، اسير هوس ها و پايبند تمايلات افراطى خود بود، بعداز رسيدن به حكومت نيز نتوانست حداقل مثل پدر، ظواهر اسلام را حفظ كند، بلكه در اثـر روح بى پروايى و هوسبازى كه داشت، علناً مقدسات اسلامى را زير پا مى گذاشت و در راه ارضاى شهوات خود از هيچ چيز فروگذارى نمى كرد. او علناً شراب مى خورد و تظاهر به فساد و گناه مى كرد. وقتى در شـب نشينى ها و بزم هاى اشرافى مى نشست و بـه بـاده گسـارى مى پرداخت، بى باكانه اشعارى بدين مضمون مى سرود:
«ياران هم پياله من! برخيزيد و به نغمه هاى مطربان خوش آواز گوش دهيد و پياله هاى شراب را پى درپى سر بكشيد و بحث و مذاكره علمى و ادبى را كنار بگذاريد. نغمه هاى هوس انگيز ساز و آواز، مرا از شنيدن «اذان» و نداى «الله اكبر» باز مى دارد و من حاضرم حوران بهشتى را ]كه نسيه است [با خم شراب ]كه نقد است [عوض كنم» نقد; مال ما و نسيه براى كسانى كه به قيامت معتقدند![١] و با اين وقاحت به مقدسات اسلامى دهن كجى مى كرد!
او صراحتاً موضوع رسالت و نزول وحى بر حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) را انكار مى كرد و همچون جد خود ابوسفيان همه را پندارى بيش نمى دانست، چنان كه پس از پيروزى ظاهرى برحسين بن على(عليه السلام) ضمن اشعارى گفت: «هاشم با ملك
[١] معشر الندمان قومـوا *** و اسمعوا صوت الأغاني
و اشربوا كأس مــدام *** و اتركوا ذكر المعاني
شغلتنى نغمة العيدان *** عـن صـوت الأذان
و تعوَّضت عن الحور *** خمــوراً فى الدنان
(سبط ابن جوزى، تذكرة الخواص، ص٢٩١).