سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٤٧٢
مى پرداخت تا بهانه اى براى ايراد و اعتراض به دست مخالفان ندهد[١]. بنابراين عمل اعزام نواب حج، در واقع يك برنامه حساب شده و منظم بود و على، زير پوشش اين كار، بنيه اقتصادى شيعيان را تقويت مى نمود.
مؤيد اين مطلب آن است كه در ميان نواب حج، شخصيت هاى بزرگى مثل «عبدالرحمن بن حجاج» و «عبدالله بن يحيى كاهلى»[٢] به چشم مى خوردند كه از ياران خاص و مورد علاقه امام بودند و طبعاً مطرود دستگاه حكومت و محروم از مزايا![٣]
نكته ديگرى كه در اين برنامه على بن يقطين به نظر مى رسد، شركت دادن شيعيان به خصوص بزرگان آنان، در كنگره بزرگ حج بود تا از اين رهگذر به معرفى چهره شيعه و بحث و مناظره با فرقه هاى ديگر بپردازند و يك موج فرهنگى شيعى به وجود آورند.
اين لباس را نگه دار!
على بن يقطين در پرتو اين خدمات، همواره مورد تأييد و حمايت بى دريغ امام كاظم(عليه السلام) بود و چندين بار در اثر تدبير امام از خطر قطعى رهايى يافت كه
[١] مامقانى، تنقيح المقال، ج٢، ص٣١٧.
[٢] عبدالرحمن بن حجاج كه از محضر امام صادق و امام كاظم(عليهما السلام) نيز بهره ها برده بود، از شخصيت هاى پاك و برجسته و ممتاز شيعه بود (نجاشى، فهرست اسماء مصنفى الشيعة، ص٦٥، مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال ص ١٤١ امام ششم به او مى فرمود:
اى عبدالرحمن با مردم مدينه به گفتوگو و بحث علمى بپرداز، زيرا من دوست دارم در ميان رجال شيعه، افرادى مثل تو باشند (اردبيلى، جامع الرواة، ج١، ص٤٤٧; طوسى، همان كتاب، ص ٤٤٢).
عبدالله بن يحيى كاهلى نيز از موقعيّت خاصى در محضر امام كاظم(عليه السلام) برخوردار بود، به طورى كه امام بارها درمورد او به على بن يقطين سفارش مى نمود، چنان كه روزى به وى فرمود، تأمين رفاه كاهلى و خانواده او را تضمين كن تا بهشت را براى تو تضمين نمايم! (طوسى، همان كتاب، ص ٤٠٢).
على نيز طبق دستور امام از هرجهت زندگى كاهلى و افراد خانواده و خويشان او را تا آخر عمر وى تأمين كرده او را زير پوشش تكفل و حمايت بى دريغ خويش قرار داده. (طوسى، همان كتاب، ص ٤٤٨).
[٣] طوسى، همان كتاب، ص ٤٣٥.