سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٩
قرآن عظيم به خاطر اهميتى كه به حق براى مجاهدت هاى اين بزرگواران در تحولات تاريخ و تمدن بشر قائل است، بخشى از آيات خود را به تبيين موضع گيرى و تلاش هاى شبانه روزى آنان اختصاص داده و در اين زمينه نكات بسيار ارزنده و والايى را يادآور شده و زندگى سراسر خدمت پيامبران را مايه درس عبرت انديشمندان دانسته است: لقد كان فى قصصهم عبرة لأولى الألباب[١] : «در داستان هاى آنان براى خردمندان عبرتى است».
از اين جهت گروهى از مفسران و محققان اسلامى كتاب هاى فراوانى پيرامون زندگانى پيامبران نوشته اند كه هر كدام مى تواند براى ما مفيد و سودمند باشد. البته در برخى از نوشته ها افرادى، حقايق قرآنى را با يك رشته روايات اسرائيلى و مجوسى درهم آميخته و چهره نورانى پيامبران را به صورت صحيح ترسيم نكرده اند، ولى آن گروه از نويسندگان كه با الهام از آيات قرآنى و احاديث صحيح به نوشتن اين بخش از تفسير همت گماشته اند، خدمت عظيمى را به جامعه اسلامى انجام داده اند.
سخنى را كه در آغاز اين بخش يادآور شديم، در اين جا تكرار مى كنيم و آن اين كه بايد اين بخشِ تاريخ، بلكه همه كتاب هاى تاريخ را از آن نظر بخوانيم كه مى تواند به صورت يك معلم به ما درس بياموزد و عوامل تكامل و سقوط ملل را در اختيار ما قرار دهد.
دوازده پيشوا
از احاديث و رواياتى كه محدثان سنى و شيعه نقل كرده اند، به روشنى استفاده مى شود كه پيامبر گرامى از دوازده جانشين خود خبر داده و بنا به نقل «مُسلِم» در صحيح خود: عزت اسلام به اين دوازده جانشين بستگى دارد. مسلم از جابر بن سمرة نقل مى كند كه پيامبر فرمود: «لايزال الإسلام عزيزاً إلى اثنى عشر
[١]يوسف/١١١.