سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٥٨٠
به شما سلام مى رساند ومى گويد: «من از ابوبكر راضى هستم، از او بپرس كه آيا او هم از من راضى است؟». نظر شما درباره اين حديث چيست؟[١]
امام فرمود: من منكر فضيلت ابوبكر نيستم، ولى كسى كه اين خـبر را نـقل مى كند، بايد خبر ديگرى را نيز كه پيامبر اسلام در حجة الوداع بيان كرد، از نظر دور ندارد. پيامبر فرمود: «كسانى كه بر من دروغ مى بندند، بسيار شده اند و بعد از من نيز بسيار خواهند بود. هركس به عمد، بر من دروغ ببندد، جايگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حديثى از من براى شما نقل شد، آن را به كتاب خدا و سنت من عرضه كنيد، آن چه را كه با كتاب خدا و سنت من موافق بود، بگيريد و آن چه را كه مخالف كتاب خدا وسنت من بود، رها كنيد». امام جواد افزود: اين روايت (درباره ابوبكر) با كتاب خدا سازگار نيست، زيرا خداوند فرموده است: «ما انسان را آفريديم و مى دانيم در دلش چه چيز مى گذرد و ما از رگ گردن به او نزديك تريم».[٢]
آيا خشنودى و ناخشنودى ابوبكر بر خدا پوشيده بوده است تا آن را از پيامبر بپرسد؟! اين عقلاً محال است.
يحيى گفت: روايت شده است كه: «ابوبكر و عمر در زمين، مانند جبرئيل در آسمان هستند».
حضرت فرمود: درباره اين حديث نيز بايد دقت شود; چرا كه جبرئيل و ميكائيل دو فرشته مقرّب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهى از آن دو سر نزده است و لحظه اى از دايره اطاعت خدا خارج نشده اند، ولى ابوبكر و عمر مشرك بوده اند و هرچند پس از ظهور اسلام مسلمان شده اند، اما اكثر دوران عمرشان را در شرك و بت پرستى سپرى كرده اند، بنابر اين محال است كه خدا آن دو را به جبرئيل و ميكائيل تشبيه كند.
[١] علامه امينى در كتاب الغدير (ج٥، ص٣٢١) مى نويسد: اين حديث دروغ و از احاديث مجعول محمد بن بابشاذ است.
[٢] «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الوَرِيد» (سوره ق: ١٦).