سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٥
قرار مى دهند، نه همه جوانب را. اين گونه كسان، گويى سوگند ياد كرده اند كه براى تكامل تاريخ بشر، يك عامل بيش تر معرفى نكنند، و يا عامل مورد نظر خويش را كليد سحرآميزى مى انگارند كه مى تواند تمام درهاى بسته تاريخ را بگشايد! آنان براى اين كه خود را تنگ نظر معرفى نكنند، عامل واحدى، مانند شرائط اقتصادى را، زير بناى تمام رويدادها معرفى كرده و ديگر عوامل را به لحاظ تأثيرگذارى در درجه دوم قلمداد مى نمايند.
كسانى كه موتور محرك تاريخ را يك عامل بيش نمى دانند، انسان هاى يك بُعدى و سطح نگرى هستند كه ذهن محدود آنان تنها به يك بعد از عوامل سازنده تاريخ انس گرفته، و از ديگر عوامل غفلت ورزيده اند و يا افكار حزبى وسياسى، آنان را به توانمندى عاملى خاص (مبارزه طبقاتى) سوق داده، و ديگر عوامل را روبنا دانسته اند.
تاريخ ومبارزه طبقاتى
ماركسيسم، تاريخ جامعه انسانى را محصول مبارزه طبقاتى انسان هاى محروم دانسته و مجموع جهانيان را به دو گروه تقسيم كرده است: گروهى وابسته به نظام كهن كه منافع خود را در بقاى آن مى انگارند، و گروهى مبارز كه منافع خويش را در دگرگون كردن نظام حاكم مى دانند.
اين گونه تفسير از تحولات بشر، نشانه خلاصه كردن فعاليت هاى انسان در خواسته هاى مادى انسان است. در حالى كه در اين قلمرو، غرائز ديگرى وجود دارد كه شرافت و ارزش انسان را بالاتر از آن مى داند كه فقط در حوزه محدود منافع مادى خود بينديشد، و حركت تاريخ را صرفاً معلول شكم و شهوت بشمارد. صفحات تاريخ بشر، شاهد مبارزات مردان بزرگ و ارزشمندى است كه براى احياى ارزش ها و اصلاح نابسامانى هاى دينى و اخلاقى، دست به قبضه شمشير برده، و جان خود و فرزندان خويش را در اين راه باخته اند.