سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٧٣٥
امّا هرگاه خبر قتل فرمانده در ميان سپاه پخش شود، يك لشگر عظيم با كارآيى فوق العاده، يك مرتبه روحيه خود را مى بازد و متلاشى مى گردد.
رئيس يك جمعيت يا يك لشگر، مادام كه زنده است، هرچند مثلاً در سفر يا فرضاً در بستر بيمارى باشد، مايه حيات و حركت و نظم و آرامش آن هاست، ولى شنيدن خبر از دست رفتن او گرد وغبار يأس و نوميدى را بر سر همه مى پاشد.
جمعيت شيعه طبق عقيده اى كه به وجود امام زنده دارد، هرچند او را در ميان خود نمى بيند، اما خود را تنها نمى داند، و اثر روانى اين عقيده در روشن نگه داشتن چراغ اميد در دل ها و وادار ساختن افراد به خودسازى و آمادگى براى آن قيام بزرگ جهانى، كاملاً قابل درك است.[١]
پروفسور «هانرى كربن» استاد فلسفه در دانشگاه سوربن (فرانسه) و مستشرق نامدار فرانسوى مى گويد:
«به عقيده من مذهب تشيّع تنها مذهبى است كه رابطه هدايت الهى را ميان خدا و خلق، براى هميشه نگه داشته است و به طور مستمر و پيوسته، ولايت را زنده و پا برجا مى دارد.
مذهب يهود، نبوّت را كه رابطه اى است واقعى ميان خدا و عالم انسانى، در حضرت كليم ختم كرده و پس از آن به نبوت حضرت مسيح و حضرت محمد(صلى الله عليه وآله)اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع مى كند. همچنين مسيحيان در حضرت مسيح متوقف شده اند. اهل سنت از مسلمانان نيز در حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) توقف كرده و با ختم نبوّت در ايشان، ديگر رابطه اى ميان خالق و مخلوق، موجود نمى دانند. تنها مذهب تشيّع است كه «نبوّت» را با حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله)ختم شده مى داند، ولى «ولايت» را كه همان رابطه هدايت و تكميل مى باشد، بعد از آن حضرت و براى هميشه زنده مى داند».[٢] پايان
[١] (آيت الله) مكارم، همان كتاب، ص٢٥٥، ٢٥٦.
[٢] سالنامه ٢ مكتب تشيّع (مصاحبات استاد علامه طباطبايى با پروفسور هانرى كربن درباره شيعه) ١٣٣٩هـ.ش، ص٢٠.