سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٦٩٠
ج . آزادى از يوغ بيعت با طاغوت هاى زمان
پيشواى دوازدهم، هيچ رژيمى را، حتى از روى تقيه، به رسميّت نشناخته و نمى شناسد. او مأمور به تقيه از هيچ حاكم و سلطانى نيست و تحت حكومت و سلطنت هيچ ستمگرى در نيامده و در نخواهد آمد، چرا كه مطابق وظيفه خود عمل مى كند و دين خدا را به طور كامل و بى هيچ پرده پوشى و بيم و ملاحظه اى اجرا مى كند. بنابراين جاى هيچ عهد و ميثاق و بيعت با كسى و مراعات و ملاحظه نسبت به ديگران باقى نمى ماند.
«حسن بن فضّال» مى گويد: امام هشتم فرمود: گويى شيعيانم را مى بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندمامام حسن عسكرى در جستوجوى امام خود، همه جا را مى گردند، اما او را نمى يابند.
عرض كردم: چرا غايب مى شود؟
فرمود: براى اين كه وقتى با شمشير قيام مى كند، بيعت كسى در گردن وى نباشد.[١]
غيبت صغرى و كبرى
چنان كه گفتيم، غيبت امام مهدى به دو دوره تقسيم مى شود: «غيبت صغرى» و «غيبت كبرى».
غيبت صغرى از سال ٢٦٠ هجرى (سال شهادت امام يازدهم) تا سال ٣٢٩ (سال درگذشت آخرين نايب خاص امام) يعنى حدود ٦٩ سال بود.[٢] در دوران
[١] صدوق، كمال الدين، باب ٤٤، ص٤٨٠، ح٤; مجلسى، همان كتاب، ج ٥١، ص١٥٢; صافى، منتخب الأثر، فصل ٢، باب ٢٥، ص٢٦٨، ح٣.
[٢] مرحوم شيخ مفيد آغاز غيبت صغرى را از سال تولد آن حضرت (سال ٢٥٥) حساب كرده است (الإرشاد، ص٣٤٦) و با اين محاسبه، دوران غيبت صغرى، ٧٥ سال مى شود. طبعاً نظريه مرحوم مفيد از اين لحاظ بوده است كه حضرت مهدى در زمان حيات پدر نيز حضور و معاشرت چندانى با ديگران نداشته و از نظر كلى غايب محسوب مى شده است. گويا بر اساس همين ملاحظه است كه محققانى مانند: طبرسى، سيد محسن امين، و آيت الله سيد صدرالدين صدر نيز آغاز غيبت صغرى را از سال ميلاد آن حضرت و مدّت آن را ٧٤ سال دانسته اند (إعلام الورى بأعلام الهُدى، ص٤٤٤; اعيان الشيعة، ج٢، ص٤٦; المهدى، ص١٨١).