سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٦٥٩
دستگاه حكومت ستمگر عباسى شوند. در اين زمينه مى توان براى نمونه چند مورد زير را ياد كرد:
١. «ابو هاشم جعفرى»[١] مى گويد: از نظر مالى در مضيقه بودم. خواستم وضع خود را طى نامه اى به امام عسكرى(عليه السلام) بنويسم، ولى خجالت كشيدم و صرف نظر كردم. وقتى كه وارد منزل شدم، امام صد دينار براى من فرستاد و طى نامه اى نوشت:
هر وقت احتياج داشتى، خجالت نكش و پروا مكن و از ما بخواه كه به خواست خدا به مقصود خود مى رسى.[٢]
٢. «على بن زيد علوى» مى گويد: امام عسكرى(عليه السلام) مبلغى پول به من داد و فرمود:
با اين پول كنيزى بخر، زيرا كنيز تو مرده است. وقتى كه به منزل برگشتم، ديدم كنيز مرده است![٣]
٣. «ابوهاشم جعفرى» مى گويد: نياز مالى خود را به اطلاع امام رساندم، امام كيسه اى حاوى حدود پانصد دينار به من داد و فرمود: ابوهاشم! اين را بگير و اگر كم است عذر ما را بپذير![٤]
٤. «ابوطاهر بن بلال» يك سال به حج مشرف شد و در مراسم حج مشاهده كرد كه «على بن جعفر»[٥] مبالغ هنگفتى انفاق كرد. وقتى كه از حج بازگشت، جريان
[١] درباره شخصيت و فضيلت ابوهاشم جعفرى در چند صفحه پيش، توضيح داديم.
[٢] شيخ مفيد، الإرشاد، ص ٣٤٣; ابن شهرآشوب، مناقب آل أبى طالب، ج٤، ص ٤٣٩; مسعودى، اثبات الوصية، ص ٢٤٢; سيد محسن امين، اعيان الشيعة، ج١، ص ٤٠; طبرسى، إعلام الورى بأعلام الهُدى، ص ٣٧٢; كلينى، اصول كافى، ج ١، ص ٥٠٨.
[٣] ابن شهرآشوب، مناقب آل أبى طالب، ج ٤، ص٤٣١; على بن عيسى اربلى، كشف الغمّة، ج ٣، ص٢١٨.
[٤] همان.
[٥] على بن جعفر از دوستداران صميمى و ياران ويژه و بسيار مورد اعتماد امام هادى و امام عسكرى(عليهما السلام) و از كارگزاران آن دو بزرگوار بوده است. او به جرم نمايندگى از طرف امام هادى، توسط متوكل عباسىمدتى زندانى گرديد و پس از آزادى، به امر امام، به مكه رفت و در آن جا مقيم گرديد. گويا او همچنان در مكه بوده كه انفاق او را ابوطاهر ديده است. ر.ك : شيخ طوسى، مأخذ گذشته، ص ٢١٢ مامقانى، تنقيح المقال، ج ٢، ص ٢٧١ـ ٢٧٢; شيخ طوسى، اختيار معرفة الرجال (معروف به رجال كشّى)، ص ٥٢٣ و٦٠٧.