سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٦٥٢
به عكس ابر كنار رفت و خورشيد نمايان شد! مردم شگفت زده شدند. خليفه از امام پرسيد:
اين استخوان چيست؟
امام فرمود: اين استخوان پيامبرى از پيامبران الهى است كه از قبور برخى پيامبران برداشته اند و استخوان هيچ پيامبرى ظاهر نمى گردد جز آن كه باران نازل مى شود. خليفه امام را تحسين كرد. استخوان را آزمودند، ديدند همان طور است كه امام مى فرمايد.
اين حادثه باعث شد كه امام از زندان آزاد شود و احترام او در افكار عمومى بالا رود. در اين هنگام امام از فرصت استفاده كرده و آزادى ياران خود را كه با آن حضرت در زندان بودند، از خليفه خواست و او نيز خواسته حضرت را به جا آورد.[١]
…
٢. ايجاد شبكه ارتباطى با شيعيان
در زمان امام عسكرى(عليه السلام) تشيع در مناطق مختلف و شهرهاى متعددى گسترش و شيعيان در نقاط فراوانى تمركز يافته بودند. شهرها و مناطقى مانند: كوفه، بغداد، نيشابور، قم، آبه (آوه)، مدائن، خراسان، يمن، رى، آذربايجان، سامرّاء، جرجان و بصره از پايگاه هاى شيعيان به شمار مى رفتند. در ميان اين مناطق، به دلائلى، سامرّاء، كوفه، بغداد، قم و نيشابور از اهميت ويژه اى برخوردار بود.[٢]
گستردگى و پراكندگىِ مراكز تجمع شيعيان، وجود سازمان ارتباطى منظمى را
[١] شبلنجى، نور الأبصار، ص١٦٧.و نيز ر.ك : ابن شهرآشوب، مناقب آل أبى طالب، ج ٤، ص ٤٢٥; على بن عيسى اربلى، كشف الغمّة، ج ٣، ص ٢١٩; ابن حجر هيتمى، الصواعق المحرقة، ص٢٠٧; ابن صبّاغ المالكى، الفصول المهمة، ص ٣٠٤ ـ ٣٠٥.
[٢] طبسى، شيخ محمد جواد، حياة الإمام العسكرى، ص ٢٢٣ ـ٢٢٦. و نيز ر.ك : شيخ محمد حسين المظفر، تاريخ الشيعة، صفحات: ٦٢، ٧٨، ١٠٢.