سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٦٤٢
نيمـه جـانى در بدن داشت، در سردابى قرار دادند و درب سرداب را با خشـت و گـچ مسـدود كردند و معتز به همان حالت زنده به گور شد![١]
٢. مهتدى
«مهتدى»، دومين خليفه معاصر امام يازدهم، و چهاردهمين خليفه عباسى بود كه پس از قتل برادرش «معتز» در سال ٢٥٥هـ بر مسند خلافت تكيه زد.
مهتدى نيز بسان برادر، استقلالى در كارها نداشت و پيوسته بازيچه دست تركان دربار عباسى بود. مهتدى، در قياس با ديگر خلفاى عباسى، فردى معتدل بود و از نظر اخلاق و رفتار بى شباهت به «عمر بن عبدالعزيز» در ميان خلفاى بنى اميه نبود. او گاهى مى گفت: در ميان خلفاى اموى حداقل يك فرد پاكدامن (عمر بن عبدالعزيز) وجود داشت، براى ما بسيار شرم آور است كه در ميان خلفاى عباسى كسى شبيه و مانند او نباشد; از اين رو او نيز همچون عمر بن عبدالعزيز تا حدودى به شكايات مردم رسيدگى مى كرد و در غذا و لباس و امور اقتصادى ميانه روى را رعايت مى نمود. او پس از رسيدن به خلافت، دربار را از مظاهر تشريفات و اشرافى گرى پاكسازى و بساط ميگسارى را جمع كرد. مورخان در اين زمينه داد سخن داده او را به اين مناسبت ستوده اند.[٢]
البته به نظر مى رسد كه انگيزه مهتدى در اين حركت، ملاحظات اجتماعى و سياسى بوده است. او اين معنا را درك مى كرد كه در جامعه اسلامى افرادى به مراتب از او بهتر و آگاه تر و شايسته تر وجود دارند و با وجود چنين
[١] ابن طقطقى، همان كتاب، ص ٢٤٣; ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج٧، ص ١٩٥ـ ١٩٦. كيفيت كشته شدن معتز به گونه هاى ديگر نيز نقل شده است، ر.ك : سيوطى، تاريخ الخلفاء، ص ٣٦٠; مسعودى، مروج الذهب، ج ٤، ص٩٧.
[٢] دكتر ابراهيم حسن، تاريخ سياسى اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاينده، ج ٣، ص٣٧٧; مسعودى، مروج الذهب، ج ٤، ص ٩٦و ١٠٣; ابن طقطقى، الفخرى، ص ٢٤٦; ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج٧، ص ٢٣٣ و ٢٣٤; سيوطى، تاريخ الخلفاء، ص ٣٦٢.