سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٦١٤
كه از آن جمله مى توان از «محمد بن صالح» (از نوادگان امام مجتبى(عليه السلام)) و «محمدبن جعفر» (يكى از مبلغان حسن بن زيد كه در طبرستان قيام كرده بود)، نام برد.[١]
٢. او در سال ٢٣٦ قمرى دستور داد آرامگاه سرور شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) و بناهاى اطراف آن ويران[٢] و زمين پيرامون آن كشت شود و نيز در اطراف آن پاسگاه هايى برقرار ساخت تا از زيارت آن حضرت جلوگيرى كند. گويا هيچ يك از مسلمانان حاضر به تخريب قبر امام حسين(عليه السلام) نبوده است، زيرا او اين كار را توسط شخصى به نام «ديزج» انجام داد كه يهودى الأصل بود. متوكل اعلام كرد: رفتن به زيارت حسين بن على ممنوع است و اگر كسى به زيارت او برود، مجازات خواهد شد[٣]. او مى ترسيد قبر امام حسين(عليه السلام) پايگاهى برضد او گردد و مبارزات و شهادت آن شهيد بزرگوار الهام بخش حركت و قيام مردم در برابر ستم هاى دربار خلافت شود. اما شيعيان و دوستداران سرور شهيدان در هيچ شرائطى از زيارت آن تربت پاك باز نايستادند و زائران، انواع صدمه ها و شكنجه ها را تحمل مى كردند و باز به زيارت مى رفتند. پس از قتل متوكل دوباره شيعيان با همكارى علويان قبر آن حضرت را بازسازى كردند.[٤]
خراب كردن قبر امام حسين(عليه السلام) مسلمانان را به شدت خشمگين ساخت، به طورى كه مردم «بغداد» شعارهايى برضد متوكل بر در و ديوارها و مساجد مى نوشتند و شعراى مبارز و متعهد، با سرودن اشعارى، او را «هجو» مى كردند. از جمله آن سروده ها، شعرى است كه ترجمه آن به قرار زير است:
«به خدا قسم اگر بنى اميه، فرزند دختر پيامبرشان را به ستم كشتند، اينك كسانى كه از دودمان پدر او هستند (بنى عباس) جنايتى مانند جنايت
[١] ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ص٣٩٧ـ ٤١٨.
[٢] قلقشندى، همان، ج١، ص ٢٣١.
[٣] ابوالفرج اصفهانى، همان كتاب، ص ٣٩٥; مسعودى، مروج الذهب، ج٤، ص ٥١; سيوطى، تاريخ الخلفاء، ص٣٤٧ و ر.ك: الأمالى، طوسى، ص ٣٢٦ـ ٣٢٨.
[٤] ابوالفرج اصفهانى، همان كتاب، ص ٣٩٦; و ر.ك : ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج٧، ص ٥٥.