سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٦٠٢
«...من ابوعلى (بن راشد) را به جاى «على بن حسين بن عبد ربه»[١]منصوب كردم. اين مسئوليت را بدان جهت به او واگذار كردم كه وى از صلاحيت لازم به حد كافى برخوردار است، به نحوى كه هيچ كس بر او تقدم ندارد. مى دانم كه تو بزرگ ناحيه خود هستى، به همين جهت خواستم طى نامه جداگانه اى تو را از اين موضوع آگاه كنم. در عين حال، لازم است از او پيروى كرده و وجوه جمع آورى شده را به وى بسپارى. پيروان ديگر ما را نيز به اين كار سفارش كن و به آنان چنان آگاهى ده كه وى را يارى كنند تا بتواند وظائف خود را انجام بدهد...» .[٢]
امام هادى(عليه السلام) در نامه اى ديگر به يكى از وكلاى خود به نام «ايوب بن نوح» نوشت:
«اى ايوب بن نوح! به موجب اين فرمان از برخورد با «ابوعلى» خوددارى كن، هر دو موظفيد در ناحيه خاص خويش به وظائفى كه بر عهده شما واگذار شده عمل كنيد، دراين صورت مى توانيد وظائف خود را بدون نياز به مشاوره با من انجام دهيد.
اى ايوب! براساس اين دستور هيچ چيز از مردم بغداد و مدائن نپذير، هيچ يك از آنان اجازه تماس با من را نده. اگر كسى وجوهى را از خارج از حوزه مسئوليت تو آورد، به او دستور بده به وكيل ناحيه خود بفرستد.
اى ابوعلى! به تو نيز سفارش مى كنم كه آن چه را به ابوايوب دستور دادم، عيناً اجرا كنى».[٣]
همچنين امام نامه اى توسط «ابو على بن راشد» به پيروان خود در «بغداد»،
[١] على بن حسين بن عبدربه در سال دويست و بيست و نه در مكه درگذشت و امام هادى، ابوعلى را به جاى وى گماشت(طوسى، اختيار معرفة الرجال، ص ٥١٠، حديث ٩٨٤). در بعضى از روايات، از اين شخص به نام حسين بن عبدربه(يعنى پدر على) ياد شده است، ولى علامه محمدتقى شوشترى شواهدى ارائه كرده كه نشان مى دهد كسى كه نماينده امام هادى بوده، على بن حسين بن عبدربه بوده، نه پدرش(قاموس الرجال، ج٣، ص ٤٦٨).
[٢] طوسى، همان كتاب، ص ٥١٣، حديث٩٩١; دكتر حسين، جاسم، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ترجمه دكتر سيد محمدتقى آيت اللهى، ص١٣٧.
[٣] طوسى، همان كتاب، ص ٥١٤، حديث ٩٩٢; دكتر حسين، جاسم، همان كتاب، ص ١٣٨ـ١٣٧.