سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٥٦٦
با توجه به آن چه گفته شد، به اين نتيجه مى رسيم كه قبل از امامان نيز، مردان الهى ديگرى از اين موهبت و نعمت الهى برخوردار بوده اند و اين امر اختصاص به امامان ما نداشته است.
گفتار امامان در اين زمينه
از بررسى تاريخ زندگانى امامان استفاده مى شود كه اين مسئله در زمان خود آنان مخصوصاً عصر امام جواد(عليه السلام) نيز مطرح بوده و آنان هم با همين استدلال پاسخ داده اند. به عنوان نمونه توجه شما را به سه روايت در اين زمينه جلب مى كنيم:
١. على بن اسباط، يكى از ياران امام رضا و امام جواد(عليهما السلام) مى گويد: در راه سفر به مصر، وارد مدينه شدمو در خانه امام رضا ابوجعفر محمد بن على رضارا ديدم، او در آن زمان پنج ساله بود. قيافه و سيماى او را به دقت نگاه مى كردم تا به شيعيان مصر توصيف كنم. او نگاهى به من كرد و فرمود: كارى كه خداوند درباره امامت انجام داده، مانند كارى است كه درباره نبوت انجام داده است: خداوند درباره يوسف فرموده است: هنگامى كه او به حد رشد رسيد به او حكم (نبوت) و علم داديم[١] و درباره يحيى فرموده است: ما به يحيى در كودكى فرمان نبوت داديم[٢]. (٣)
…
بنابر اين همان گونه كه ممـكن است خـداونـد، علم و حكمت را در سن چهل سالگى به شخصى عنايت كند، ممكن است همان حكمت را در دوران كودكى نيز عطا كند.[٣]
[١] ولما بلغ أشدّه آتيناه حكماً وعلماً (سوره يوسف: ٢٢).
[٢] وآتيناه الحكم صبياً (سوره مريم: ١٣). ٣ . مجلسى، محمدباقر، مرآة العقول، ج٤، ص ٢٥٠.
[٣] كلينى، اصول كافى، ج١، ص٣٨٤ (باب حالات الأئمة فى السّنّ) وص٤٩٤ و نيز ر.ك : قزوينى، سيد كاظم، الإمام الجواد من المهد إلى اللحد، ص٢٣٢; مسعودى، اثبات الوصية، ص٢١١.