سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٥٢٨
جدال با مخالفان استمداد مى كردند. در زمان خلافت مهدى به علّت كثرت زنادقه، اين فكر ( پيروى از منطق) بيش تر شايع شد.
طايفه برامكه نيز از پيروان رأى و قياس بودند و طبعاً به علم توجه و اشتياق داشتند، و بدان جهت پيش از مأمون به ترجمه كتاب هاى علمى مشغول شدند و در خانه هاى خويش انجمن مباحثه و مناظره تشكيل دادند. ظاهراً هارون با اين كار آنان موافق نبود و برامكه از بيم وى، تظاهر به آن عمل نمى كردند.
همين كه مأمون خليفه شد (حكـ ١٩٨ـ ٢١٨) اوضاع تغيير يافت. چه; مأمون مرد با هوش و مطلعى بود و به طريقه قياس ميل وافر داشت و بسيارى از كتب قديم را كه قبل از وى ترجمه شده بود، مطالعه و بررسى كرده بود و در نتيجه بيش از پيش به طريقه قياس متمايل گشت و سرانجام مذهب معتزله را پذيرفته و بزرگان آن طايفه (ابى الهذيل علاف، ابراهيم بن سيار و غيره ) را به خود نزديك ساخت و مجالس مناظره با علماى علم كلام تشكيل داد و در مذهب اعتزال پابرجا ماند و پيروان آن طريقه را همراهى كرد. در اثر اين توجه مأمون، حرف هايى كه اظهار آن ( به علّت بيم از فقهاى عامّه) ممكن نبود، بى پرده در ميان مردم شايع شد و از آن جمله ; صحبت از مخلوق بودن قرآن بود كه يكى از دعاوى معتزله مى باشد.
اتفاقاً مأمون پيش از رسيدن به مقام خلافت، به آن موضوع ( خلق قرآن) معتقد بود و مسلمانان مى ترسيدند كه مبادا مأمون خليفه شود و آن عقيده را ترويج كند، تا حدى كه «فُضيل بن عياض» علناً مى گفت: من از خدا براى هارون طول عمر مى خواهم تا از شر خلافت مأمون در امان باشم.
اما بالاخره مأمون خليفه شد و به پيروى از معتزله تظاهر كرد. فقهاى عامه كه اين را ديدند، جار و جنجال برپا كردند و چون اكثريت مسلمانان نيز برخلاف معتزله بودند، اين هياهو براى مأمون توليد زحمت كرد. مأمون كه نمى توانست از نظر خود برگردد، از راه مناظره و مباحثه علمى وارد شد و مجالس بحث و