سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٥٢
يك راه انحرافى از كناره هاى درياى سرخ، كاروان را به سرعت از منطقه خطر دور كرد و هم زمان با اين عمل، از سران قريش در مكه استمداد كرد.
به دنبال استمداد ابوسفيان، تعداد نهصد و پنجاه تا هزار نفر از مردان جنگى قريش به سوى مدينه حركت كردند. در روز ١٧ رمضان، اين گروه با مسلمانان رو در رو قرار گرفتند، درحالى كه نيروى شرك سه برابر نيروى اسلام بود.
در آغاز نبرد، سه تن از دلاوران قريش كه تا دندان مسلّح بودند، به نامهاى: «عُتْبه» (پدر هند، همسر ابوسفيان)، «شيبه» برادر بزرگ او و «وليد» (فرزند عتبه) فرياد كشان به وسط ميدان جنگ آمدند و هماورد خواستند. در اين هنگام سه نفر از دلاوران انصار براى نبرد با آنان وارد ميدان شدند و خود را معرفى كردند. قهرمانان قريش از جنگ با آنان خوددارى نموده فرياد زدند: اى محمد! افرادى كه از اقوام ما، همشأن ما هستند، براى جنگ با ما بفرست.
در ايـن هنـگام رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به «عُبيدة بن حارث بن عبدالمُطَّلب»، «حمزة بن عبدالمطلب» و «علـى(عليه السلام)» دستور داد به جنگ اين سه تن بروند، اين سه مجاهد شجاع، روانه رزمگاه شدند و خود را معرفى كردند. آنان هر سه نفر را براى مبارزه پذيرفتند و گفتند: همگى همشأن ما هستند. از اين سه تن «حمزه» با، «شيبه»، «عبيده» با «عتبه» و «على» كه جوان ترين آن ها بود، با «وليد»، دايى معاويه، رو به رو شدند و جنگ تن به تن آغاز گرديد. «على» و «حمزه» هر دو، هماورد خود را به سرعت به قتل رساندند، ولى ضربات متقابل ميان «عبيده» و «عتبه»
هنوز ادامه داشت و هيچ كدام بر ديگرى غالب نمى شد، از اين رو «على» و «حمزه» پس از كشتن رقيبان خود، به كمك «عبيده» شتافتند و عتبه را نيز به هلاكت رساندند.[١]
على(عليه السلام) بعدها در يكى از نامه هاى خود به معاويه، با اشاره به اين حادثــه
[١] به مآخذ زير مراجعه كنيد:
ـ ابن هشام، السيرة النبوية، تحقيق: مصطفى السقا، ابراهيم الأبيارى، وعبدالحفيظ شلبى، ج٢، ص٢٧٧.
ـ ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج٢، ص١٢٥.